اوایل زندگی و جکسون فایو (۱۹۵۸-۱۹۷۵)
نوشتار مرتبط: جکسون ۵
خانهٔ دوران کودکی جکسون در شهر گری ، ایالت ایندیانا
مایکل جوزف جکسون در تاریخ ۲۹ آگوست ۱۹۵۸، در شهر گری در ایالت ایندیانا (شهرکی صنعتی در نزدیکی شهر شیکاگو، ایلینویز) در خانوادهای از طبقهٔ کارگر متولد شد.او پسر جوزف والتر جو و کاترین اسکروز استر ، هفتمین فرزند از ده فرزند بود. خواهران و برادران او ربی، جکی، تیتو، جرمین، لاتویا، مارلون، رندی و جنت هستند. جوزف جکسون در استخدام معدن آهن بود ولی اغلب با برادرش لوتر در یک گروه موسیقی آر اند بی به نام فالکونز به اجرا میپرداخت. مادر مذهبی جکسون ، فرزندانش را با باورهای شاهدان یهوه (فرقهای مسیحی) تربیت کرد.
جکسون از اوایل دوران خردسالی مورد رفتار تند پدرش قرار داشت. او کار بی وقفه، شلاق و کلمات رکیک را تحمل میکرد. این سوء استفادهها، زندگی او را در بزرگسالی تحت شعاع قرار داد. در نتیجهٔ یک جر و بحث که بعدها برادرش مارلون به آن اشاره کرد جوزف ، مایکل را از یک پا، سر و ته در هوا نگه داشت و بارها و بارها با مشت به کمر و پشت او کوبید.[۱۲] جوزف اغلب مچ گیری میکرد و یا فرزندان پسر را به دیوار فشار میداد. یک شب وقتی جکسون خواب بود ، پدرش جوزف از بیرون خود را به پنجرهٔ اتاق خواب او رساند و در حالی که ماسک ترسناکی بر چهره داشت با جیغ و فریاد وارد اتاق شد.[۱۲] جوزف گفت که میخواسته به فرزندانش یاد بدهد که هنگام خواب پنجرهٔ اتاق خوابشان را باز نگذارند. اما تا سالها بعد از آن ، کابوسهای دزدیده شدن از اتاق خواب ، جکسون را رها نکرد.
جکسون در مصاحبهای با اپرا وینفری در سال ۱۹۹۳ ، برای اولین بار آشکارا در باره ی دوران کودکیاش سخن گفت. او گفت که در کودکی اغلب از تنهایی میگریست و گاهی اوقات با دیدن پدرش بیمار میشد یا حالت تهوع به او دست میداد. در مصاحبهٔ بسیار معروف دیگری به نام زندگی با مایکل جکسون در سال ۲۰۰۳، او در حالی که درباره ی کتک خوردن دوران کودکیاش صحبت میکرد چهرهٔ خود را با دستهایش پوشاند و گریست. او با یاد آوری پدرش که با کمربندی در دست روی صندلی مینشست و او و برادرانش را تمرین میداد، گفت : «اگه کارتو درست انجام نمیدادی، اون اشکتو در میآورد، واقعاً حالتو میگرفت.»[۱۳] [۱۴]
جکسون خیلی زود استعدادش را در موسیقی بروز داد، او در سن پنج سالگی در حضور همکلاسیها و حضار دیگر به مناسبت کریسمس اجرا میکرد. در سال ۱۹۶۴ جکسون و مارلون به عنوان نوازندگان پس زمینه، با نواختن کونگا و تمبورین، به گروه برادران جکسون (گروهی که توسط برادرانش جکی، تیتو و جرمین تشکیل شده بود) پیوستند. پس از آن جکسون شروع به خواندن در پس زمینه و رقصیدن کرد؛ در سن هشت سالگی، او و جرمین در جایگاه خوانندههای اصلی گروه قرار گرفتند و نام گروه را به جکسون ۵ تغییر دادند. [۱۵]
گروه از ۱۹۶۶ تا ۱۹۶۸ در سطح وسیعی از منطقهٔ ایالتهای غرب میانه آمریکا (به انگلیسی: Midwest) به اجرای برنامه پرداخت. گروه مکرراً در کلوبهای شبانهٔ سیاهپوستان و کلوپهای کوچکی که چیتلین سرکت (به انگلیسی: chitlin' circuit) نامیده میشدند به اجرا پرداخت، جایی که برنامهٔ آنها اغلب مقدمهای برای شروع استریپ تیزها و نمایشهای مربوط به بزرگسالان بود. در سال ۱۹۶۶، آنها در مسابقهٔ استعدادهای مهم محلی، به رهبری مایکل با اجرای آهنگهای برتر موتاون و آهنگ «تو رو به دست آوردم-حس خوبی دارم» اثر جیمز براون، به مقام اول دست یافتند. [۱۶]
جکسون فایو در سال ۱۹۶۷ چندین آهنگ از جمله «پسر بزرگ»[۱۷] را برای شرکت نشر استیل تاون ضبط کرد و در سال ۱۹۶۸ با موتاون رکوردز قرارداد بست.[۱۵] بعدها مجلهٔ رولینگ استون مایکل جوان را «یک نابغه با استعدادهای احاطه گر در موسیقی» توصیف نمود و اشاره کرد که بعد از اینکه مایکل با برادرانش شروع به خواندن و رقصیدن کرد به سرعت به عنوان ستون اصلی گروه و خوانندهٔ رهبر ظاهر شد. با وجود اینکه مایکل با صدای زیر یک کودک میخواند، اما مثل یک رقصندهٔ بزرگسال حرفهای میرقصید و سبک خواندنش انعکاسی از سبک موسیقی آر اند بی و گوسپل و همچنین هنرمندانی چون سم کوک، جیمز براون، ری چارلز و استیوی واندر بود.
گروه با چهار تکآهنگ اولش : «می خواهم برگردی»[۱۸]، «عشقی که حفظ میکنی»[۱۹]، «اِی بی سی»[۲۰]، «آنجا خواهم بود»[۲۱] ؛ که در جدول ۱۰۰ آهنگ برتر شمارهٔ یک شدند؛ رکوردی برای خود ثبت کرد. در سالهای اول حضور جکسون فایو در موتاون، روابط عمومی این شرکت ادعا نمود که جکسون ۹ سالهاست (دو سال کوچکتر از سن واقعیاش) تا در نظر مخاطب عام، با مزهتر جلوه کند و مردم با او بهتر ارتباط برقرار کنند. جکسون از سال ۱۹۷۲ در کل چهار آلبوم استودیویی سولو (انفرادی) با موتاون منتشر کرد، که «باید آنجا باشم»[۲۲] و «بن»[۲۳] در میان آنها هستند. این کارها به عنوان قسمتی از قرارداد جکسون فایو با موتاون منتشر شدند و تکآهنگهای موفقی از جمله «باید آنجا باشم» و «بن» و همچنین بازسازیهایی از آهنگهای «راکین رابین» و «روز بابی» تولید شدند.[۱۵]
فروش گروه از سال ۱۹۷۳ شروع به کاهش کرد. اعضای گروه از شرکت موتاون به دلیل پافشاری در خودداری از دادن حق کنترل خلاقانه یا دخالت در تولید آهنگها ، ناراضی بودند. با وجوداین، گروه چند آهنگ جزء چهل اثر برتر، شامل «ماشین رقص» (جزء پنج تکآهنگ برتر به سبک دیسکو) و «من عشقم» (جزء بیست اثر برتر) را ثبت کرد. جکسون فایو در سال ۱۹۷۵ موتاون را ترک نمود.[۲۴]
[ویرایش]
تغییر مکان به سوی اپیک و جدا از بقیه (۱۹۷۵-۱۹۸۱)
جکسون فایو، قرارداد جدیدی با CBS رکوردز در ماه ژوئن ۱۹۷۵ امضا کرد و ابتدا به قسمت فیلادلفیا اینترنشنال رکوردز ، و سپس به اپیک رکوردز پیوست. در نتیجهٔ یک مشکل قانونی، گروه نام خود را به جکسونز (جکسونها) تغییر داد. بعد از تغییر نام ، گروه به اجراهای بینالمللی خود ادامه داد و از ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۴ شش آلبوم دیگر منتشر کرد. از ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۴ مایکل جکسون ، ترانه نویس اصلی گروه بود.او آهنگهای موفقی مثل «بدنتو تکون بده (برو پایین)» ، «اینجا هتل» ، «می تونی حسش کنی؟» را نوشت. [۱۶] در ۱۹۷۸، جکسون در نقش مترسک در فیلم موزیکال ویز به ایفای نقش پرداخت. موسیقی این فیلم توسط کوئینسی جونز تنظیم شده بود که در مدت ساخت این فیلم به جکسون پیوست و تهیه کنندگی آلبوم سولوی این خواننده ، جدا از بقیه، را پذیرفت.
در ۱۹۷۹، بینی جکسون در یکی از تمرینات پیچیدهٔ رقص شکست. عمل جراحی بینی که در نتیجهٔ این حادثه انجام شد موفقیت آمیز نبود و جکسون از مشکلات تنفسی که میتوانست فعالیت حرفهای او را تحت تاثیر قرار دهد رنج میبرد. او به دکتر استیو هوفلین معرفی شد که عمل راینوپلاستی (جراحی بینی) دوم و عملهای دیگر را در دنباله برای او انجام داد.
کوئینسی جونز و جکسون با همدیگر تهیه کنندگی آلبوم جدا از بقیه را بر عهده گرفتند.[۲۵] جکسون ، راد تمپرتون (از گروه هیت ویو)، استیوی واندر و پل مککارتنی ، نوشتن ترانههای این آلبوم را بر عهده داشتند. جدا از بقیه در سال ۱۹۷۹ منتشر شد و اولین آلبومی بود که چهار اثر جزء ده اثر برتر، (شامل دو آهنگ در صدر جدول، به نامهای «تا به اندازهٔ کافی گیرت نیومده بس نکن» و «رقص با تو») عرضه کرد. [۲۶] آلبوم جدا از بقیه ردهٔ سوم را در جدول ۲۰۰ آلبوم برتر بدست آورد و تا به حال فروشی به اندازه هفت میلیون نسخه در آمریکا و ۲۰ میلیون نسخه در سراسر جهان برای آن ثبت شدهاست.در ۱۹۸۰، جکسون به خاطر تلاشهای فردیاش در عرصهٔ موسیقی، برندهٔ سه جایزه در مراسم جوایز موسیقی آمریکا شد: آلبوم سول/آر اند بی برگزیده، هنرمند برگزیدهٔ مرد و تک آهنگ برگزیده برای «تا به اندازهٔ کافی گیرت نیومده بس نکن». همان سال او برندهٔ جوایز هنرمند برتر سیاهپوستان و آلبوم برتر سیاهپوستان از مراسم جوایز موسیقی بیلبورد و یک جایزهٔ گرمی برای بهترین اجرای آوازی آر اند بی هنرمند مرد برای «تا به اندازهٔ کافی گیرت نیومده بس نکن» شد.
با وجود موفقیت تجاری این آلبوم، جکسون احساس کرد که آلبوم جدا از بقیه میبایست تاثیر خیلی بزرگتری بر جای میگذاشت.او مصمم شد که با انتشار آلبوم بعدیاش، به نقطهای فراتر از انتظارات دیگران دست یابد.[۲۷] در ۱۹۸۰ جکسون بالاترین سهم از فروش آثار را در صنعت موسیقی برای خود محفوظ کرد: ۳۷٪ از کل فروش آلبوم.[۲۸]
[ویرایش]
دلهرهآورو موتاون ۲۵ ، ما دنیاییم و فعالیتهای تجاری (۱۹۸۲-۱۹۸۳)
در ۱۹۸۲، جکسون آهنگ «کسی در تاریکی» را برای کتاب داستان فیلم «ای تی ، دوستی از سیارهٔ دیگر» تهیه نمود.این قطعه جایزهٔ گرمی بهترین آلبوم برای کودکان را برد. [۲۹] آن سال جکسون آلبوم دوم خود به نام دلهره آور را توسط کمپانی اپیک منتشر کرد.این آلبوم هشتاد هفته متوالی در میان ده اثر پر فروش جدول ۲۰۰ اثر برتر و ۳۷ هفته از این زمان هم در جایگاه نخست قرار داشت و نخستین آلبومی بود که هفت آهنگ در میان ده تک آهنگ اول جدول ۲۰۰ اثر برتر از جمله «بیلی جین» ، «بزن به چاک» و «میخوای چیزی رو شروع کنی»[۳۰] را برای خود ثبت کرد.[۳۱] برای دلهرهآور ، بیست و هشت میلیون سری فروش توسط انجمن صنفی ضبط موسیقی آمریکا در ایالات متحده ثبت شده، که باعث کسب جایگاه الماس دوگانه توسط آلبوم شد.این آلبوم با فروش تخمینی ۱۱۰ میلیون نسخه ، پرفروشترین آلبوم موسیقی در جهان است.[۳۲] [۱۱]
جکسون مناسبات صنعت موسیقی را از لحاظ چهارچوب هنری، تجاری و در آمد زایی متحول نمود. وکیل او، جان برانکا، اشاره کرد که جکسون بالاترین حقوق محفوظ را در میان هنرمندان صنعت موسیقی دارا بود ؛ تقریبا دو دلار برای هر آلبوم فروخته شده. او هچنین درآمدهای رکوردشکنی از فروش سی دیها و همچنین فیلم «ساختن تریلر مایکل جکسون» (مستندی که توسط مایکل جکسن و جان لندیس تهیه شد) بدست میآورد. این مستند از نظر مالی توسط امتیوی پشتیبانی شد و در عرض چند ماه ۳۵۰٫۰۰۰ کپی فروش کرد. این دوره شاهد ظهور محصولات جدیدی مانند عروسکهای مایکل جکسون که در ماه مه ۱۹۸۴ به قیمت دوازده دلار به بازار آمدند ، بود.[۳۳]
زندگی نامه نویس جی.رندی تارابورلی توضیح میدهد که :« آلبوم دلهرهآور جزئی از فرهنگ آمریکاست؛ از برخی جهات، فروش تریلر مثل یک کالای لوکس (مانند مجله، عروسک، بلیط یک فیلم پر طرفدار) نیست بلکه مانند یک کالای ضروری در هر خانهای پیدا میشود. »
[۳۴]
مجله تایم نوشت که :«موج دلهرهآور بهترین سالها را از زمان اوائل ۱۹۷۸ برای صنعت موسیقی به ارمغان آورد؛ زمانی که صنعت موسیقی درآمد کلی معادل چهار میلیارد دلار داشت.»[۳۳] بهطور کلی تایم تاثیر آلبوم دلهرهآور را همانند بازگشت اعتماد به نفس به روح صنعتی که توسط «ویرانههای جنبش پانک و سبک فرمالیتهٔ پاپ کامپیوتری» محدود شده بود ، توصیف کرد و تاثیر جکسون را اینگونه بیان کرد :«ستارهٔ آثار ضبط شده، رادیو و ویدئوهای راک.گروه نجاتی تک نفره برای صنعت موسیقی.آهنگسازی که بنیان موسیقی را برای یک دهه دگرگون میکند. رقصندهای با گرانقدرترین پاها در مسیر. خوانندهای که فراتر از هر سلیقه، سبک و همچنین تعصب نژادی پیش میرود.»[۳۳] نیویورک تایمز او را یک «پدیده در عرصهٔ موسیقی» خواند و گفت که : «در دنیای موسیقی پاپ، مایکل جکسون یک طرف و بقیه در طرف دیگر هستند.» [۳۵] طبق گفتهٔ واشنگتن پست، دلهرهآور راه را برای افراد دیگری همچون پرنس باز کرد.
جکسون برای اولین بار حرکت ماهپیمایی را به نمایش میگذارد.
در ۲۵ مارس ۱۹۸۳، جکسون بطور زنده در برنامهٔ ویژهٔ تلویزیونی «موتاون ۲۵: دیروز، امروز، برای همیشه» با برادرانش اجرا نمود و بعد بیلی جین را به تنهایی اجرا کرد.او برای اولین بار امضای هنریش یعنی رقص مونواک را به نمایش گذاشت.درپخش زنده تلویزیونی این مراسم، ۴۷ میلیون بیننده شاهد اجرای او بودند، و این اجرای او با اجراهای الویس پرسلی و بیتلز، در برنامهٔ "اد سالیوان" مقایسه شد.[۳۶] نیویورک تایمز گفت:« مون واکی که او به شهرت رساند، استعارهای از سبک رقص اوست. او چطور این کار را انجام میدهد؟ بهعنوان یک تکنسین او یک تردست بزرگ است، یک بیان بی کلام خالص. توانایی او در نگهداشتن یک پا بصورت صاف و ثابت؛ در حالی که او میلغزد و پای دیگرش کمانه میزند و به نظر میآید که دارد قدم میزند؛ نیازمند یک زمانبندی بی نقص است. »
[ویرایش]
پپسی، «ما دنیاییم» و فعالیتهای تجاری (۱۹۸۴-۱۹۸۵)
در ۲۷ ژانویه ۱۹۸۴، جکسون دچار یک بد اقبالی شد. ضمن ساخت یک فیلم تبلیغاتی برای کمپانی پپسی کولا در سالن نمایش بزرگ شراین در لوس آنجلس، موهای او بر اثر خطا در عملیات آتش بازی آتش گرفت و پوست سرش دچار سوختگی درجه سه شد.[۳۷] این حادثه در برابر چشمان سالن لبریز از جمعیتی که برای بازسازی کنسرت مربوط به تبلیغ آنجا گرد آمده بودند ،اتفاق افتاد.شرکت پپسی خسارت این حادثه را خارج از دادگاه پرداخت کرد و جکسون یک و نیم میلیون دلاری را که به او پرداخت شده بود به «مرکز سوختگی مایکل جکسون» اهدا کرد.[۲۶] اندکی پس از آن، سومین جراحی پلاستیک روی بینی جکسون انجام شد.
جکسون در کاخ سفید با رئیس جمهور رونالد ریگان و همسرش
در ۱۴ مه ۱۹۸۴، جکسون به کاخ سفید دعوت شد تا جایزهای را از دستان رئیس جمهور وقت آمریکا رونالد ریگان دریافت کند.جایزه برای قدردانی از حمایتهای جکسون از حرکتهای خیریه بر علیه اعتیاد به الکل و مواد مخدر به او داده شد.[۳۸] جکسون در مراسم گرمی ۱۹۸۴، هشت جایزه برد. دلهرهآور برخلاف آلبومهای بعدی او با یک تور رسمی حمایت نشد، اما در ۱۹۸۴ تور پیروزی با همراهی گروه جکسونز، اکثر آثار سولوی جدید جکسون را برای بیش از دو میلیون تماشاچی در آمریکا به نمایش گذاشت. او سهم پنج میلیونی خود را از این تور به خیریه بخشید.[۳۹]
جکسون تک آهنگ خیریهٔ «ما دنیاییم» را با همکاری لایونل ریچی نوشت، این آهنگ برای جمع آوری کمک برای مبارزه با فقر در آفریقا و آمریکا در سراسر دنیا منتشر شد. او یکی از ۳۹ مشاهیری بود که در این اثر به اجرا پرداخت. این تک آهنگ یکی از پرفروشترین تک آهنگهای تمام دورانها شد و با فروشی نزدیک به ۲۰ میلیون کپی، میلیونها دلار برای رهایی مردم از قحطی و گرسنگی مهیا نمود. این اولین باری بود که جکسون به عنوان یک خیر دیده میشد.[۴۰]
هنگامی که جکسون همراه با پل مککارتنی روی دو تک آهنگ برتر «دختره مال منه» و «بگو بگو بگو» کار میکرد، روابط این دو دوستانه شد، و به دلایلی مختلف یکدیگر را ملاقات میکردند.در یک گفتگو، مک کارتنی از میلیونها دلاری که از کاتالوگهای موسیقی عایدش میشد حرف زد؛ او تقریبا سالی ۴۰ میلیون از آهنگهای هنرمندان دیگر درآمد داشت.بنابراین جکسون به فعالیتهای تجاری خرید، فروش، و شراکت در حقوق آثار موسیقی علاقه مند شد. کمی بعد کاتالوگ «نورترن سانگز» به فروش گذاشته شد؛ یک کاتالوگ موسیقی حاوی هزاران آهنگ از جمله کاتالوگ گروه بیتلز و آهنگهایی از الویس پرسلی. [۴۱] جکسون فورا به کاتالوگ "نورترن سانگز"علاقمند شد، اما به او گوشزد کردند که رقابت خیلی فشرده خواهد بود، او با هیجان دور و بر اتاق جست وخیز میکرد، در حالی که میگفت :«برام مهم نیست. من اون آهنگها رو میخوام. اون آهنگا رو برام بخر برانکا (وکیلش).» برانکا با وکیل پل مککارتنی تماس گرفت، وکیل مککارتنی در پاسخ اعلام کرد که موکلش علاقهای به قیمت دادن ندارد چون خیلی گران است. بعد از آنکه جکسون چانهزنیها را شروع کرد، پل مککارتنی تغییر عقیده داد و سعی کرد که یوکوانو (معشوقه سابق جان لنون) را با خود همراه کند، اما او نپذیرفت، بنابراین پل مککارتنی کنار کشید. سرانجام در چانه زنیهایی که ده ماه به طول انجامید جکسون بقیهٔ رقبا را از میدان به در کرد. وقتی پل مککارتنی فهمید، گفت : «من فکر میکنم اینجور کارها ،زیر آبی رفتنه؛اینکه دوست کسی باشی و بعد اون چیزی رو که روش ایستاده، از زیر پاش بکشی.»
[ویرایش]
جلوهٔ ظاهری، شایعات رسانهها، آلبوم بد و فیلمها (۱۹۸۶-۱۹۸۷)
در ۱۹۸۶، رسانههای شایعه پرداز (تبلویدها)، داستانی منتشر کردند که ادعا میکرد جکسون برای حفظ جوانیاش در زیر اتاق اکسیژن پر فشار میخوابد و تصویری از او، درحالی که زیر یک جعبهٔ شیشهای دراز کشیده بود همراه با این خبر منتشر شد. با وجود اینکه این ادعا نادرست بود ، جکسون خود به این داستان جعلی پر و بال داد.[۴۲][۴۳] او در حال تبلیغات برای فیلم جدیدش «کاپیتان ای اُ» به کارگردانی فرانسیس فورد کاپولا بود و میخواست تصویری علمی تخیلی از خود ارائه دهد.این فیلم گرانترین فیلم کوتاه در آن زمان بود ، و بعداً جزئی از نمایشهای پارکهای تفریحی دیزنی شد.دیزنی لند، فیلم را به مدت ۱۱ سال در قسمت سرزمین فردا نمایش داد ، در حالی که والت دیزنی ورلد این اثر را در قسمت پارک تفریحی «اپکات» (به انگلیسی: Epcot) از ۱۹۸۶ تا ۱۹۹۴ به نمایش در آورد.[۴۴] هنگامی که جکسون یک شامپانزهٔ دست آموز بنام «بابلز» خرید و با او دوست شد ، رسانهها این کارش را غیر متعارف و نمونهای از یک رفتار ضد اجتماعی معرفی کردند.[۴۵]بعدا گزارش شد که جکسون استخوانهای مرد فیلنما را خریداری کردهاست.این خبر نیز کذب بود، اما داستانی بود که باز خود جکسون در اختیار رسانههای شایعه پرداز قرار داده بود.[۴۲]این داستانها الهام بخش ساخت لقب توهین آمیز «جکوی خل وچل» (به انگلیسی: Wacko Jacko) توسط رسانهها شد. این لقب در سال بعد به گوش جکسون رسید و در نهایت برای او بسیار بسیار ناخوشایند آمد.او با فهمیدن اشتباهش ، از درز دادن داستانهای ساختگی به رسانهها دست برداشت. اما به خاطر سودی که به جیب رسانهها سرازیر میشد، آنها خودشان شروع به انتشار داستانهای ساختگی کردند.
پوست جکسون در تمام دوران کودکی و نوجوانیاش به رنگ قهوهای متوسطی بود، اما از اوایل دههٔ هشتاد، رنگ پوست او روشن تر شد.این تغییر بطور وسیعی تحت پوشش رسانهها قرار گرفت و شایعه شده بود که جکسون پوست خود را سفید میکند.[۴۶] در اواسط دههٔ هشتاد، تشخیص داده شد که جکسون مبتلا به بیماریهای پوستی وایتیلیگو و لوپوس است؛ بیماری لوپوس او خفیف بود، اما هر دوی این بیماریها او را حساس به نور خورشید میکرد.شیوهٔ درمانی که جکسون برای این بیماریها استفاده میکرد باعث روشن تر شدن پوست او میشد و با گریم پن کیکی که برای پوشاندن لکهها و یکدست کردن رنگ پوستش انجام میداد ،پوست او خیلی روشن و رنگ پریده جلوه میکرد.فرم صورتش هم تغییر کرده بود ؛چند جراح نظر دادهاند که او چند عمل جراحی بینی ،پیشانی ، چانه ، نازک کردن لب و یک جراحی گونه را پشت سر گذاشته بود.تغییرات چهرهٔ او تا قسمتی بخاطر کاهش وزن شدید نیز بود.در اوایل دههٔ هشتاد ،بدن جکسون بخاطر تغییر در رژیم غذایی و تمایلش برای داشتن «بدن یک رقاص» قلمی تر شد.شاهدان اظهار کردهاند که جکسون اغلب سرگیجه داشت و به نظرشان او در مورد چگونه به نظر رسیدن بدنش وسواس پیدا کرده بود؛ برخی متخصصان علم پزشکی بطور علنی بیان کردند که طبق عقیدهٔ آنها جکسون «سندروم دیسمورفی بدنی» دارد؛ اختلالی ذهنی که در آن بیمار از جلوه ظاهری خود بیزار است و نمیداند دیگران دربارهٔ او چه نظری دارند.[۴۷][۴۸]« چرا که نه، فقط به مردم بگو که من یه فضایی از مریخ هستم.به اونا بگو که من مرغ زنده میخورم و نصفه شبا رقصای جادویی میکنم. اونا هر چی که تو بگی باور میکنن، چون تو یه گزارشگری.اما اگه من ، مایکل جکسون ، بخوام بگم، «من یه فضایی از مریخم.مرغ زنده میخورم و نصفه شبا رقصای جادویی میکنم.»، مردم میگن اوه، پسر، اون مایکل جکسون خله.عقلش پاره سنگ ور میداره.یه حرف لعنتی درست حسابی از دهنش بیرون نمییاد. »
جکسون در حال اجرای حسی که تو به من میدی
صنعت موسیقی در انتظار یک موفقیت برجستهٔ دیگر بود، بنابراین توقعات بسیار بالایی در مورد آلبوم بد (پنج سال بعد از انتشار آلبوم دلهرهآور) وجود داشت. آلبوم بد فروش کمتری نسبت به آلبوم دلهرهآور داشت، اما همچنان یک موفقیت تجاری قدرتمند بود. این آلبوم در ایالات متحده، هفت تک آهنگ برتر ارائه داد، که پنج تای آنها شامل «دایانای کثیف»[۴۹] ،«نمیتونم دوستت نداشته باشم»[۵۰] ، «بد»[۵۱] ، «حسی که تو به من میدی»[۵۲] و «مردی در آینه»[۵۳]، در صدر جدول صد اثربرتر بیش از هر آلبوم دیگری قرار گرفتند. تا سال ۲۰۰۸ ،آلبوم بد به فروش جهانی ۳۰ میلیون نسخه دست یافتهاست.[۵۴]
تور جهانی بد در روز ۱۲ سپتامبر ۱۹۸۷ آغاز شد و در۱۴ ژانویهٔ ۱۹۸۹ به پایان رسید.[۵۵] تنها در ژاپن، بلیطهای ۱۴ کنسرت به طور کامل به فروش رفت و ۵۷۰٫۰۰۰ تماشاگر را به خود جلب نمود، تقریبا سه برابر رکورد قبلی که تعدادی برابر ۲۰۰٫۰۰۰ نفر در یک تور بود.جکسون با اجرای ۱۲۳ کنسرت برای ۴.۴ میلیون نفر، درآمدی معادل ۱۲۵ میلیون دلار به دست آورد، و یک رکورد جهانی گینس برای خود به ثبت رساند.در طول این سفر، او کودکان بی بضاعت را رایگان برای دیدن کنسرتهایش دعوت میکرد و کمکهایی به بیمارستانها، یتیمخانهها و نیز سازمانهای خیریه اهدا مینمود. [۵۵]
[ویرایش]
زندگی نامه به قلم خودش و نورلند (۱۹۸۸-۱۹۹۰)
در ۱۹۸۸، او اولین زندگینامه به قلم خود، ماهپیمایی را نوشت، که تکمیلش چهار سال به طول انجامید. جکسون از دوران کودکیاش، تجربیاتش در جکسون ۵ و سوء استفادهایی که در دوران کودکی از آن رنج برد، سخن گفت.[۵۶] او همچنین دربارهٔ جراحی پلاستیک صحبت کرد، و گفت که او دو جراحی روی بینیاش انجام داده و یک فرورفتگی هم روی چانهاش ایجاد کردهاست. در کتاب، او تغییر شکل زیاد چهرهاش را بر اثر بلوغ، کاهش وزن، رژیم غذایی منحصر به سبزیجات، تغییر در مدل مو و نورپردازی صحنه دانست. [۴۸]ماهپیمایی در مکان اول لیست پرفروشهای نیویورک تایمز قرار گرفت.[۴۸]این موسیقیدان سپس فیلمی بنام ماه پیما منتشر کرد، که حاوی پشت صحنه و موزیک ویدئوها یی که جکسون و جو پشی در آن ایفای نقش نمودند، بود.[۵۷] ماه پیمااز همان ابتدا در رتبهٔ اول جدول برترین موزیک ویدئو کاستها قرار گرفت، و برای ۲۲ هفته در صدر ماند و سرانجام جای خود را به «مایکل جکسون : افسانه ادامه دارد» داد.
در مارس ۱۹۸۸، جکسون زمینی در نزدیکی سانتا ینز، کالیفرنیا، خریداری کرد تا مزرعه نورلند خود را با هزینهای معادل ۱۷ میلیون دلار در آنجا بسازد. وسعت این ملک شخصی ۱۱ کیلومتر مربع است. جکسون ، نورلند را با چندین چرخ فلک، یک باغ وحش غیر متعارف، یک سالن سینما و چهل نگهبان تکمیل کرد. در سال ۲۰۰۳، ارزش این ملک را ۱۰۰ میلیون دلار برآورد کردند. در ۱۹۸۹، درآمد سالانهٔ او از فروش آلبومها، محصولات وابسته و کنسرتها تنها برای همان سال، ۱۲۵ میلیون دلار، تخمین زده شد. کمی بعد، جکسون اولین فرد غربی بود، که در یک آگهی تلویزیونی برای تلویزیون روسیه ظاهر شد. [۵۸] موفقیتهای جکسون سبب شد که وی لقب «سلطان پاپ» را دریافت کند، عنوانی که ایدهاش از الیزابت تیلور، بازیگر و دوست صمیمی جکسون آمد.[۵۹] تیلر هنگامی که جایزهٔ «هنرمند دهه» را در ۱۹۸۹ به او تقدیم میکرد، جکسون را سلطان حقیقی پاپ، راک و سول خواند. برای قدردانی از تاثیراتی که جکسون بر دههٔ هشتاد گذاشت، رئیس جمهور وقت، جرج اچ دبلیو بوش جایزهٔ مخصوص «هنرمند دهه» را در کاخ سفید را به او تقدیم کرد؛ بوش جکسون را به خاطر«عظمت محبوبیتش» تحسین نمود. از ۱۹۸۵ تا ۱۹۹۰، جکسون ۵۰۰٫۰۰۰ دلار به "بنیاد یونایتد نگرو کالج "بخشید و تمام سود بدست آمده از تک آهنگ مرد در آینه را نیز وقف خیریه کرد.[۵۸] اجرای زندهٔ «تو آنجا بودی» توسط جکسون در شصتمین سالروز تولد "سمی دیویس پسر" (به انگلیسی: Sammy Davis Jr,'s)، نامزد دریافت جایزه در مراسم جایزه امی شد.
[ویرایش]
آلبوم خطرناک ،بنیاد خیریه دنیا را التیام بده و سوپربول (۱۹۹۱-۱۹۹۳)
نوشتار مرتبط: بنیاد دنیا را التیام بده
در مارس ۱۹۹۱، جکسون قراردادش را با سونی به ارزش ۶۵ میلیون دلار تمدید نمود؛ ارزش این قرارداد در آن زمان رکوردشکن بود. جکسون هشتمین آلبومش یعنی خطرناک را در سال ۱۹۹۱ منتشر کرد. تا ۲۰۰۸، آلبوم خطرناک هفت میلیون سری در داخل آمریکا و ۳۲ میلیون کپی در سراسر دنیا فروش کردهاست. [۶۰][۶۱] آمار فروش آلبوم خطرناک نسبت به آلبوم بد سریعتر بالا رفت. در آمریکا، تک آهنگ اول آلبوم «سیاه یا سفید»[۶۲] پرفروشترین اثر از این آلبوم بود، و به جایگاه شمارهٔ یک جدول ۱۰۰ اثر برتر دست یافت و هفت هفته آنجا ماند، این اثر عملکردی مشابه در جداول فروش نقاط دیگر دنیا داشت. تک آهنگ دیگر آلبوم «زمان رو به یاد بیار»[۶۳] در آمریکا به مدت ۸ هفته در میان ۵ جایگاه نخست بود، و در جایگاه سوم جدول ۱۰۰ تک آهنگ برتر قرار گرفت.[۶۴] در ۱۹۹۳، جکسون این آهنگ را در مراسم «جوایز سول ترین» بر روی صندلی چرخدار اجرا نمود، و در توضیح گفت که در تمرینات آسیب دیده.[۶۵] در بریتانیا و بخشهای دیگری از اروپا «دنیا را التیام بده»[۶۶]، پرفروشترین اثر از آلبوم بود. این اثر ۴۵۰٫۰۰۰ کپی در بریتانیا فروخت و در ۱۹۹۲ به مدت پنج هفته در جایگاه دوم جدول قرار گرفت.[۶۰][۶۴]
جکسون بنیاد دنیا را التیام بده را در ۱۹۹۲ بنیانگذاری کرد. سازمان خیریهای که کودکان بی بضاعت را به ملک جکسون میآورد، تا از پارک تفریحی که جکسون از خرید ملک در آنجا ساخته بود بطور رایگان استفاده کنند. این بنیاد همچنین میلیونها دلار برای کمک به کودکان بیمار و جنگ زده به نقاط مختلف کرهٔ زمین فرستاد. تور جهانی خطرناک در ۲۷ ژوئن ۱۹۹۲ آغاز شد، و در ۱۱ نوامبر ۱۹۹۳ خاتمه یافت. جکسون در ۶۷ کنسرت برای ۳٫۶ میلیون نفر برنامه اجرا کرد. تمام درآمد حاصل از این کنسرتها به بنیاد دنیا را التیام بده منتقل، و باعث جمع آوری میلیونها دلار برای کمک به مردم شد.[۶۴] او حق پخش تلویزیونی تور جهانی آلبوم خطرناک خود را در ازای ۲۰ میلیون دلار به HBO فروخت، یک قرارداد رکورد شکن که رکوردش تا به حال پا برجاست.[۶۷] بعد از بیماری و مرگ رایان وایت، جکسون به جلب توجه عموم نسبت به ایدز کمک کرد، بیماری که در آن زمان هنوز جنجال برانگیز بود. او در مراسم آغاز ریاست جمهوری بیل کلینتون بطور علنی تقاضا کرد که بودجه بیشتری برای کمک به بیماران مبتلا به ایدز و تحقیقات مربوط به این بیماری اختصاص داده شود.[۶۸]
در یک بازدید مشهور از آفریقا، جکسون از چند کشور این قاره بازدید به عمل آورد، که گابون و مصر در میان آنها بودند.[۶۹] اولین توقف او در گابون با استقبال جمعیت ۱۰۰٫۰۰۰ نفری همراه بود، که لباسها و علائم بومی به تن کرده بودند، برخی از آنها علائمی در دست داشتند که معنی میشد: «به خانه خوش آمدی مایکل». در سفرش به ساحل عاج، رئیس قبیله بر سر او تاجی نهاد و او را «سلطان سانی» نامید.[۶۹] سپس او از بزرگان و دولتمردان به زبانهای فرانسوی و انگلیسی تشکر کرد، اسناد رسمی پادشاهی خود را امضا نمود و در حالی که رقصهای رسمی را نظاره میکرد، روی تخت پادشاهی از طلا نشست.[۶۹]
یکی از برترین اجراهای جکسون که به شدت مورد تحسین منتقدان قرار گرفت، در وقت استراحت بین دو نیمهٔ مسابقهٔ سوپربول ۲۷ بود. در شروع اجرا، جکسون به روی صحنه پرتاب شد در حالی که آتش بازیها، پشت سرش آرام میگرفتند. از هنگامی که پاهایش به روی سکو رسید، بدون هیچ احساسی «با مشتهای گره کرده مثل یک مجسمهٔ با شکوه آنجا ماند، یک عینک آفتابی و لباس ارتشی با رنگهای طلایی و سیاه بر تن داشت؛ و در حالی که مردم هلهله میکردند، برای چند دقیقه کاملا بی حرکت ماند. سپس به آرامی عینک آفتابیاش را برداشت، آن را دور انداخت و شروع به خواندن و رقصیدن کرد. روتین او شامل چهار آهنگ «جمع بشید»[۷۰]، «بیلی جین» ، «سیاه یا سفید» و «دنیا را التیام بده» بود. این اولین مسابقهٔ سوپر بول بود که تعداد تماشاگرانش در زمان نمایش بین دو نیمه رو به افزایش گذاشت، و تنها در آمریکا، ۱۳۵ میلیون نفر به تماشای آن نشستند. پس از آن آلبوم خطرناک جکسون ۹۰ پله در جدول آلبومها صعود کرد. [۴۶]
در سی و پنجمین مراسم سالانهٔ جوایز گرمی در لوس آنجلس، «جایزهٔ اسطورهٔ زنده» به جکسون داده شد. «سیاه یا سفید» نامزد جایزهٔ بهترین اجرای آوازی و «جمع بشید» در دو رشته نامزد شد، یکی «بهترین اجرای آوازی آر اند بی» و «دیگری بهترین آهنگ آر اند بی».[۶۴]
[ویرایش]
اتهامات سوءاستفادهٔ جنسی (۱۹۹۳)
در فوریهٔ ۱۹۹۳، جکسون دریک مصاحبهٔ ۹۰ دقیقهای با اپرا وینفری شرکت کرد. اولین مصاحبهٔ او از سال ۱۹۷۹. هنگامی که از بدرفتاریهای پدرش از او در دوران کودکی صحبت میکرد عضلات چهرهاش منقبض میشد، او باور داشت که بیشتر سالهای دوران کودکیاش را از دست داده، و گفت که در کودکی اغلب از تنهایی میگریست. او شایعات اخیر مبنی بر اینکه او استخوانهای مرد فیل نما را خریده و یا اینکه زیر چتر اکسیژن پرفشار میخوابد را رد نمود. همچنین نظرات مربوط به اینکه او پوستش را سفید کرده را منتفی دانست، و برای اولین بار تصدیق کرد که مبتلا به بیماری برص است. ۹۰ میلیون آمریکایی به تماشای این مصاحبه نشستند، و این برنامه چهارمین برنامهٔ پر بینندهٔ غیر ورزشی در تاریخ آمریکا شد. این برنامه بحث و کنجکاوی عمومی ای دربارهٔ بیماری برص ایجاد کرد، عارضهای که تا آن زمان تقریبا شناخته نشده بود. [۱۴][۴۶][۶۴]
آلبوم خطرناک بیش از یک سال بعد از انتشارش، دوباره در میان ۱۰ آلبوم پرفروش جدول موسیقی قرار گرفت. اما در بیست و چهارم اوت سال ۱۹۹۳ و درست در هنگام اجرای تورهای آلبوم خطرناک ، اتفاق غیر منتظرهای رخ داد و مایکل جکسون توسط پسری ۱۳ ساله بنام جوردن چندلر و پدرش ایوان چندلر به سوءاستفادهٔ جنسی از کودکان متهم شد.یک سال بعد از آشنایی جکسون و جوردن چندلر،آن پسر تحت تاثیر یک آرامبخش مشکوک به نام سدیم آمیتال، به پدرش گفت که جکسون اندام جنسی او را لمس نمودهاست.[۷۱][۷۲] کمی بعد از آن، صدای ایوان چندلر در یک مکالمهٔ تلفنی ضبط شد که در کنار سخنان دیگر میگفت :« اگه این کارو بکنم دوران بزرگ من شروع میشه. ممکن نیست ببازم. هر چی بخوام گیرم مییاد و اونا تا ابد نابودند. این پایان کار مایکله.[۷۲] »
سرم سدیم آمیتال آرامبخشی که جردن چندلر ، تحت تأثیر آن مایکل جکسون را متهم نمود.
تیمهای قانونی ایوان چندلر و جکسون وارد کار شدند، سپس ایوان چندلر شروع به چانه زنی کرد تا قضیه را با یک توافق مالی فیصله دهد، اما توفیقی حاصل نشد؛ چندلر بر سر مبلغ چانه میزد، اما جکسون نیز با رد درخواستهای او چند پیشنهاد داد. سپس جردن چندلر به یک روانپزشک و بعداً به پلیس گفت که او و جکسون موقعیتهای بوسیدن ،خود ارضایی و ارضای جنسی با دهان را با هم تجربه کردهاند، او همچنین جزئیات تصویری، از آنچه ادعا میکرد اندام جنسی خوانندهاست را، ترسیم نمود. [۷۳] تحقیقات رسمی شروع شد. مادر جردن چندلر مصر بود که خطایی از طرف جکسون نبودهاست. نورلند تفتیش شد ، بچهها و تعداد زیادی از خویشاوندان، اینکه او بچه باز باشد را مصرانه رد کردند. وضعیت جکسون وقتی بدتر شد که خواهر بزرگترش لاتویا جکسون او را به بچه باز بودن متهم کرد، بیانیهای که لاتویا بعداً پس گرفت. جکسون قبول کرد که در خانهاش از بدن برهنهٔ او بمدت ۲۵ دقیقه تفتیش به عمل بیاید. این تفتیش به منظور بررسی وجود تطابق دقیق، با تصویر ارائه شده از طرف جردن چندلر انجام شد. جکسون بیانیهای پر احساس در بارهٔ آنچه در جریان بود منتشر کرد، او اعلام بی گناهی نمود و از آنچه به عنوان پوشش غرض ورزانهٔ رسانهای نام برد انتقاد کرد .دوستان نزدیک جکسون بعداً بیان کردند که او هرگز از احساس حقارت ناشی از تفتیش بدنیاش رهایی نیافت. [۷۴]
جکسون برای مقابله با استرس اتهاماتی که به او وارد شده بود، شروع به استفاده از انواع مسکنها و داروها کرد. تا پاییز ۱۹۹۳، جکسون به این داروها اعتیاد پیدا کرده بود. وضعیت سلامتی جکسون تا حدی به وخامت گذاشت که او ادامه ٔ تور جهانی آلبوم خطرناک خود را کنسل نمود و چند ماهی به یک مرکز درمان اعتیاد رفت. استرس اتهامات باعث شد که جکسون از غذا خوردن دست بردارد، و وزن بسیار زیادی از دست بدهد. بخاطر سلامتی در حال افول او، دوستان و مشاوران قانونی کنترل روند دفاع و اوضاع مالی او را بر عهده گرفتند؛ آنها از او میخواستند که به توافق خارج از دادگاه جواب مثبت دهد، چون باور داشتند که در صورت برگزاری جریان طولانی مدت دادگاهها، جکسون دوام نخواهد آورد. واکنش رسانههای شایعه پرداز به اتهامات مطرح شده، جکسون را در شرایط نامطلوبی قرار داد. کارشکنیهای رسانهها و چگونگی پوشش وقایا توسط آنها، شامل : استفاده از سرتیترهای تحریک آمیز برای جلب خوانندگان و رهگذران (در حالی که خود متن با سرتیتر مطابقت نداشت)، پذیرفتن داستانهای افرادی که برای پول به جکسون تهمت دست داشتن در فعالیتهای مجرمانه میزدند ،استفادهٔ غرض ورزانه از عکسهای جکسون در بدترین وضعیت ظاهریاش، نبود واقع گرایی و استفاده از سر تیترهایی که به شدت گناهکار بودن جکسون را تلقین میکرد، بود. در اول ژانویه ۱۹۹۴ بعد از اینکه جردن چندلر از همکاری با تحقیقات جنایی پلیس خودداری نمود، جکسون با خانوادهٔ چندلر و تیم حقوقی آنها به مبلغ ۲۲ میلیون دلار در خارج از دادگاه به توافق رسید.جکسون هرگز دستگیر نشد و پرونده با اعلام این که شواهد کافی در دست نیست بسته شد.
[ویرایش]
ازدواج اول (۱۹۹۴)
مایکل جکسون با لیزا ماری پریسلی در ۲۶ مه ۱۹۹۴ ازدواج کرد.
در ماه مه ۱۹۹۴، جکسون با خواننده و ترانه نویس لیزا ماری پریسلی دختر الویس پرسلی، ازدواج کرد. آنها در سال ۱۹۷۵، در یکی از گردهماییهای فامیلی جکسون ،درهتل و کازینوی بزرگ مترو گلدوین مایر برای اولین بار یکدیگر را ملاقات کردند و در اوایل سال ۱۹۹۳، توسط یک دوست مشترک دوباره با هم مرتبط شدند.[۷۵] آنها هر روز تلفنی با هم صحبت میکردند. وقتی اتهامات سوء استفادهٔ جنسی از کودکان علنی شد، جکسون به حمایت عاطفی لیزا ماری وابسته شد. او نسبت به سلامتی رو به افول جکسون و اعتیاد او به داروها نگران بود.[۷۶] لیزا ماری توضیح داد که :«من باور داشتم که اون هیچ کار نادرستی انجام نداده و اینکه به اون به ناحق تهمت زدن و بله من کم کم مجذوب اون شدم. میخواستم نجاتش بدم. احساس کردم میتونم این کارو بکنم.»[۷۷] در یک تماس تلفنی که جکسون با لیزا ماری برقرار کرده بود، لیزا او را خیلی هیجان زده، متزلزل و در هپروت توصیف کرد. کمی بعد، او سعی کرد که جکسون را متقاعد کند که اتهامات را خارج از دادگاه حل و به یک مرکز درمان اعتیاد مراجعه کند. نزدیک پاییز ۱۹۹۳، جکسون تلفنی به لیزا ماری پیشنهاد داد، او گفت :"اگه ازت بخوام که با من ازدواج کنی، اینکارو میکنی؟" پرسلی و جکسون به طور خصوصی در جمهوری دومینیکن ازدواج کردند.البته طرفین تا دو ماه ازدواجشان را انکار نمودند. ازدواج از زبان لیزا، «زندگی یه زوج ازدواج کرده... که از نظر جنسی فعاله» بود.[۷۸] در آن زمان، رسانههای شایعه پرداز عنوان کردند که این ازدواج حقهای برای سرپا نگه داشتن چهرهٔ مردمی جکسون در پرتو اتهامات قبلی سوء استفادهٔ جنسی است. جکسون و پرسلی کمتر از دوسال بعد از یکدیگر جدا شدند، آنها دلیل جدایی را اختلافات غیر قابل حل اعلام کردند. ولی ارتباطشان دوستانه باقی ماند.
[ویرایش]
آلبوم تاریخ (۱۹۹۵-۱۹۹۷)
یکی از تندیسهای بسیاری که برای معرفی آلبوم تاریخ در سراسر اروپا نصب شده بود. تندیس، نمایانگر سبک پوشش مشخص و آرایش موی او است که از سبک نظامی الهام گرفته شده بود.
در سال ۱۹۹۵، جکسون کاتالوگ موسیقی نورترن سانگز خود را با قسمت نشر موسیقی شرکت سونی ترکیب کرد و «شرکت نشر سونی/ایتیوی» را ساخت. جکسون مالکیت نصف شرکت را بهدست گرفت، ۹۵ میلیون دلار پیش پرداخت دریافت کرد و حتی حق کپیرایت آهنگهای بیشتری را نیز بهدست آورد.[۷۹] او سپس آلبوم دو دیسکی تاریخ: گذشته، حال و آینده، کتاب اول را منتشر نمود. دیسک اول، «تاریخ آغاز میشود»، شامل پانزده آهنگ از برترین آثار او بود، که بعدها با عنوان «بزرگترین آثار برتر - تاریخ، قسمت اول» در سال ۲۰۰۱ منتشر شد. دیسک دوم، «تاریخ ادامه دارد»، حاوی پانزده آهنگ جدید بود. آلبوم از همان ابتدا در جایگاه نخست جدول قرار گرفت و اعلام شده که در آمریکا هفت میلیون نسخه فروش داشتهاست. این آلبوم با ۲۰ میلیون کپی (۴۰ واحد) فروش در سراسر دنیا پرفروشترین آلبوم چند دیسکی در تمام دورانها است. این آلبوم نامزد جایزهٔ گرمی برای بهترین آلبوم شد.[۸۰]
اولین تک آهنگ منتشر شده از آلبوم «جیغ/کودکی» بود که همراه با جنت، جوانترین خواهر جکسون، اجرا شده بود. این تک آهنگ بالاترین جایگاه را در لحظهٔ ورود به جدول ۱۰۰ اثر برتر (جایگاه شمارهٔ پنج) داشت و نامزد جایزهٔ گرمی برای «بهترین همآوازی پاپ» شد. «تو تنها نیستی» دومین تکآهنگ از این آلبوم بود. این اثر رکورددار جهانی برای اولین تک آهنگی است که وارد رتبه اول جدول ۱۰۰ اثر برتر شد. این اثر یک موفقیت هنری و تجاری برجسته بود و یک نامزدی گرمی را برای «بهترین اجرای آوازی پاپ» دریافت کرد. در اواخر سال ۱۹۹۵، جکسون در طی تمرینات برای یک اجرای تلویزیونی از حال رفت و سریعا به بیمارستان منتقل شد. علت این پیش آمد خوف ناگهانی حاصل از استرس بود.[۸۱] «ترانه زمین» سومین تک آهنگ منتشر شده از آلبوم تاریخ بود، و در ۱۹۹۵، در ایام نزدیک به کریسمس، برای شش هفته در جایگاه نخست جدول برترینهای بریتانیا قرار گرفت. یک میلیون کپی از این تک آهنگ به فروش رفت و تبدیل به پرفروشترین تکآهنگ جکسون در بریتانیا شد.[۵۵]
[ویرایش]
ازدواج دوم و پدر شدن (۱۹۹۶-۱۹۹۹)
تور جهانی تاریخ در ۷ سپتامبر ۱۹۹۶ آغاز شد و در ۱۵ اکتبر ۱۹۹۷ خاتمه یافت. در طول این تور، جکسون ۸۲ کنسرت در ۵۸ شهر برای ۴٫۵ میلیون طرفدار اجرا کرد.[۵۵] نمایش در ۵ قاره و ۳۵ کشور، تور جهانی تاریخ را تبدیل به موفقترین تور جکسون از نظر تعداد تماشاگران کرد.[۵۵] در قسمت استرالیایی تور جهانی تاریخ، جکسون با پرستار متخصص پوست، دبورا جین رو ازدواج کرد و از او صاحب یک فرزند پسر بهنام مایکل جوزف جکسون پسر معروف به «پرینس» و یک فرزند دختر بهنام پاریس مایکل کاترین جکسون شد.[۸۲] این دو ابتدا یکدیگر را در اواسط دههٔ هشتاد، وقتی جکسون متوجه شد که مبتلا به برص است ، ملاقات کردند. دبی رو سالهای زیادی را به مراقبت از بیماری جکسون و همچنین حمایت عاطفی از او مشغول بود، بنابراین قبل از آنکه بطور رمانتیک درگیر شوند، رابطهٔ دوستی مستحکمی ایجاد کرده بودند. آنها ابتدا قصد ازدواج نداشتند، اما بعد از اینکه دبی رو برای اولین بار باردار شد، مادر جکسون دخالت کرد و آنها را متقاعد به ازدواج نمود.[۸۳] این زوج در سال ۱۹۹۹ از یکدیگر جدا شدند. گرچه جکسون از توضیح دلیل جدایی خودداری کرد و آن را جزء اطلاعات خصوصی دانست، اما دبی رو به این سؤال پاسخ داد و علت جدایی را «غیر قابل تحمل بودن تلاش بی وقفهٔ رسانهها در تحت نظر گرفتن زندگی خصوصی جکسون برای او»، اعلام کرد و در ادامه گفت که به جکسون علاقهٔ بسیاری دارد و برای او هر کاری میکند.[۸۴] دبی رو حضانت کامل فرزندان را به جکسون داد.
در سال ۱۹۹۷، جکسون خون روی زمین رقص: تاریخ در میکس را منتشر کرد، که شامل بازترکیبهایی از تک آهنگهای برتر آلبوم تاریخ و پنج آهنگ جدید بود.[۸۵] فروش جهانی این آلبوم تا سال ۲۰۰۷ شش میلیون کپی گزارش شده، و پرفروشترین آلبوم بازترکیبی است که تا به حال منتشر شدهاست. این آلبوم و تک آهنگ هم نام آن، در جدول بریتانیا به جایگاه اول دست یافت. در ایالات متحده، آلبوم به درجهٔ پلاتینیوم رسید، اما فقط تا جایگاه ۲۴ جدول بالا آمد.[۶۰] فوربز در آمد سالانهٔ او را ۳۵ میلیون دلار در ۱۹۹۶ و ۲۰ میلیون دلار در ۱۹۹۷ اعلام کرد. [۸۶]
جکسون در چند رویداد خیریه در ژوئن ۱۹۹۹ شرکت نمود. او در کنسرت خیریهای در مودنا (در ایتالیا) به لوچیانو پاواروتی پیوست. این نمایش در حمایت از سازمان خیریهٔ فرزندان جنگ، یک میلیون دلار برای آوارگان کوزوو، و مبالغی هم برای کودکان گواتمالا جمع آوری نمود. بعدا در همان ماه، جکسون کنسرتهای خیریهٔ «مایکل جکسون و دوستان» را در آلمان و کره جنوبی سازماندهی نمود. بقیهٔ هنرمندان شرکت کننده عبارت بودند از: اسلش، اسکورپیونز، بویز سکند من، لوثر وندرس، ماریا کری، ای. آر. رحمان، پرابو دوا، ساندرام، شبهنا، آندریا بوچلی و لوچیانو پاواروتی. در آمد این کنسرتها به «بنیاد کودکان نلسون ماندلا»، صلیب سرخ و یونسکو فرستاده شد.[۸۷]
[ویرایش]
نزاع با ناشران موسیقی، آلبوم تسخیرناپذیر و فرزند سوم (۲۰۰۰-۲۰۰۲)
در سال ۲۰۰۰، به علت اینکه جکسون بیشتر از هر سرگرمی ساز یا شخصیتی از رویدادهای خیریه حمایت کرده بود، رکورد دیگری در رکوردهای جهانی گینس به نامش ثبت شد. در آن زمان، جکسون در انتظار بازگشت مجوز رسمی شاهکارهای آلبومهایش بود. این مجوز به او اجازه میداد که آهنگهای قدیمیاش را هر طور که مایل است ارائه کند و دست سونی را از شراکت در سود حاصله کوتاه نماید. جکسون انتظار داشت که این اتفاق در اوایل هزارهٔ جدید روی دهد، اما، بخاطر موادی در قرارداد، این تاریخ به سالها بعد موکول شد. جکسون شروع به تحقیق کرد، و مشخص شد که وکیل او و سونی در این معامله مشترک بوده، که ایجاد مغایرت منافع میکرد.[۸۸] جکسون برای چندین سال درگیر یک مغایرت منافع دیگر نیز بود، سونی سالها سعی در خرید تمام سهم جکسون از کاتالوگ موسیقی مشترکشان داشت. اگر حرفه یا وضعیت مالی جکسون خراب میشد، او مجبور به فروش کاتالوگش میگردید. بنابراین، سونی از افول موقعیت جکسون سود میبرد. جکسون میتوانست از این مغایرتها به عنوان بهانهای برای خروج زود هنگام از قراردادش استفاده کند. درست قبل از انتشار آلبوم تسخیرناپذیر[۸۹]، جکسون به رئیس سونی موزیک اینترتینمنت، تامی ماتولا، اطلاع داد که در حال ترک سونی است. در نتیجهٔ این اقدام، تمامی انتشار تک آهنگها، فیلمبرداریها و افتتاحیههای مربوط به آلبوم تسخیرناپذیر لغو شد.[۹۰]
یک تصویر تبلیغاتی برای آلبوم تسخیرناپذیر
شش سال بعد از آخرین آلبوم استودیویی و پس از گذراندن بیشتر سالهای آخر دههٔ نود و اوایل هزارهٔ جدید دور از چشم عموم و در شرایطی که توقعات بسیار بالایی وجود داشت، جکسون آلبوم تسخیرناپذیر را در اکتبر ۲۰۰۱ منتشر کرد.[۸۸] برای کمک به تبلیغات آلبوم، یک جشن ویژهای، به مناسبت سیامین سال فعالیت هنری او به عنوان یک خوانندهٔ سولو، در مدیسن اسکوئر گاردن برگزار شد. جکسون برای اولین بار از سال ۱۹۸۴ با برادرانش روی صحنه ظاهر شد. همچنین این نمایش اجراهایی توسط مایا، آشر، ویتنی هیوستون، ان سینک، اسلش و هنرمندان دیگری ارائه داد. بعد از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، جکسون به سازماندهی کنسرت خیریهٔ «متحد ایستادهایم : بیش از این چه میتوانم بدهم؟»، در استادیوم آرافکی در واشنگتن دی سی کمک نمود. کنسرت در ۲۱ اکتبر ۲۰۰۱ به روی آنتن رفت و شامل اجراهایی توسط تعداد بسیار زیادی از هنرمندان بود. آهنگ «بیش از این چه میتوانم بدهم؟» را جکسون به عنوان اختتامیه اجرا کرد.[۹۰]
آلبوم تسخیرناپذیر یک موفقیت تجاری بود، که از همان ابتدا در برترین جایگاه جداول ۱۳ کشور وارد شد و تقریباً ۱۳ میلیون نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رفت.[۸۸] این آلبوم در آمریکا به درجهٔ پلاتینیوم دوگانه رسید. با این وجود میزان فروش آلبوم تسخیرناپذیر بطور چشمگیری نسبت به آثار منتشر شدهٔ قبلی جکسون کم بود که علت آن تاحدودی مربوط به افول صنعت موسیقی پاپ، کمبود تبلیغات، عدم وجود تور جهانی و نزاع انتشارات موسیقی بود.[۸۸] از این آلبوم سه تک آهنگ ارائه شد: «دنیای مرا باشکوه میکنی»[۹۱] ، «گریه»[۹۲] و «پروانهها»[۹۳] که آخری موزیک ویدئو نداشت.
مایکل جکسون در ژوئیه ۲۰۰۲ ماتولا را به عدم حمایت از هنرمندان آمریکایی آفریقاییتبار و منفعتطلبی متهم کرد و او را یک «شیطان» و «نژادپرست» خواند. جکسون افزود که ماتولا، همکار او اروینگ لورنزو را «کاکا سیاه چاق» خطاب کردهاست. در پاسخ، سونی ادعا کرد که با توجه به اینکه جکسون از اجرای تور در ایالات متحده خودداری نمود، آنها قادر به تبلیغات با انرژی کافی برای آلبوم تسخیرناپذیر نبودند.[۹۰][۸۸]
سومین فرزند جکسون، پرینس مایکل جکسون دوم (معروف به بلنکت)، در سال ۲۰۰۲ متولد شد. جکسون هویت مادر او را فاش نکرد، اما گفت که تولد فرزند در نتیجهٔ لقاح مصنوعی از سلولهای اسپرم خود او بودهاست.[۹۴] در نوامبر همان سال، جکسون در پاسخ به اصرار طرفدارانی که زیر بالکن اتاق هتل او در برلین جمع شده و خواهان دیدن نوزاد او بودند، پسر تازه متولد شدهٔ خود را روی بالکن اتاق هتل آورد. جکسون در حالی که او را در بازوی راست خود نگه داشته بود و پارچهای را به ملایمت روی چهرهاش انداخته بود، او را برای یک لحظه از نردهٔ بالکن هتل آویزان کرد که چهار طبقه از زمین فاصله داشت. این حرکت انتقادات شدیدی را در رسانهها برانگیخت. جکسون عذرخواهی کرد و این واقعه را یک اشتباه وحشتناک خواند.[۹۵]
[ویرایش]
مستند، دومین دادگاه مربوط به اتهامات سوءاستفادههای جنسی و ریسکهای تجاری (۲۰۰۳-۲۰۰۵)
نوشتار مرتبط: زندگی با مایکل جکسون
سونی در سال ۲۰۰۳ مجموعهای از آثار برتر شمارهٔ یک جکسون را روی سیدی و دیویدی منتشر کرد. این آلبوم در ایالات متحده به جایگاه سیزدهم دست یافت و توسط انجمن صنفی ضبط موسیقی آمریکا در ردهٔ پلاتینیوم درجهبندی شد. فروش حداقل ۱٫۲ میلیون دیسک از این آلبوم در بریتانیا به ثبت رسیدهاست. در همان سال یک برنامه مستند تلویزیونی به نام زندگی با مایکل جکسون، خواننده و نوجوان ۱۳ سالهای به نام گاوین آرویزو را نشان داد که دست در دست هم درباره برنامههای خوابیدنشان با یکدیگر گفتگو میکردند. گاوین آرویزو بعداً مایکل جکسون را به سوءاستفادهٔ جنسی از کودکان متهم کرد.[۹۶] کمی بعد از پخش تلویزیونی این مستند، جکسون به هفت مورد تجاوز به کودکان و دو مورد اقدام به کاربرد عامل مست کننده برای تسهیل اقدام به جرم مذکور متهم شد. تمام اتهامات در ارتباط با پسری بنام گاوین آرویزو بود که در زمان وقوع اتهامات وارد شده زیر ۱۴ سال سن داشت.[۹۶]
جکسون اتهامات مطرح شده را رد نمود و گفت که قرارهای خواب مطلقاً به هیچ وجه جنبهٔ جنسی نداشتند. دوست جکسون الیزابت تیلور در برنامهٔ لری کینگ لایو از او دفاع کرد و گفت : «توی تخت خواب بودند، تلویزیون نگاه میکردند. هیچ چیز غیرعادی بینشون نبود. ما مثل بچهها خندیدیم و یه عالمه کارتون والت دیزنی نگاه کردیم. هیچ چیز عجیب و غریبی در بین نبود.»
در روند تحقیقات، وضعیت سلامتی جکسون توسط یک متخصص سلامت ذهنی بنام دکتر استن کاتز بررسی شد. او چند ساعت را نیز به بررسی وضعیت شاکی گذراند. از نظر کاتز، جکسون در حد یک کودک ۱۰ ساله به عقب برگشته بود و وضعیت روانیاش با وضعیت روانی یک بچهباز مطابقت نمیکرد.
در فاصله زمانی ورود اتهام تا برگزاری دادگاه، جکسون به داروهای مرفین و پتیدین وابسته شد. دو سال بعد از وارد شدن اتهامات به جکسون، دادگاه «مردم در برابر جکسون» در شهر سانتا ماریا در کالیفرنیا، آغاز شد. دادگاه به مدت پنج ماه و تا پایان مه ۲۰۰۵ به طول انجامید. در طول جریان دادگاه، این موسیقیدان برای بار دیگر از بیماریهای وابسته به استرس رنج برد و وزن زیادی را از دست داد، که باعث تغییر در ظاهرش میشد.[۹۷] در ماه ژوئن، جکسون از تمامی اتهامات تبرئه شد. بعد از پایان جریان دادگاه، جکسون به عنوان مهمان شیخ عبدالله، شاهزاده بحرین به جزیرهٔ بحرین در خلیج فارس نقل مکان کرد.[۹۸]
[ویرایش]
سالهای پایانی (۲۰۰۶-۲۰۰۹)
سونی ، مجموعهای بهنام رویای بیامجی را در بازار اروپا منتشر نمود که یک سری بیست تایی از تک آهنگهای برتر او از دهههای ۸۰ و ۹۰ بود. در طول پنج ماه هر هفته یک تک آهنگ در فرمت دیسک دو رویه (یک رو دیویدی و یک رو سیدی صوتی) بود ، منتشر شد و بعداً مجموع دیسکها به صورت یک ست جعبهای در دسترس عموم قرار گرفت. ست جعبهای در ۱۴ نوامبر ۲۰۰۶ در آمریکا منتشر شد.
در سال ۲۰۰۶، بعد از بسته شدن درهای خانهٔ اصلی او، نورلند گزارشهای منتشر شده، مبنی بر مشکلات مالی جکسون افزایش یافت. یک مسئلهٔ مالی مهم برای او مربوط به یک وام ۲۷۰ میلیون دلاری بود، که توسط حقوق انتشار موسیقی تحت مالکیت او ضمانت شده بود. بعد از تأخیرات مکرر در بازپرداختها، یک بستهٔ کمک مالی، وامها را از بانک آمریکا به متخصص قرض فورترس اینوستمنتس انتقال داد. سونی بستهٔ جدیدی پیشنهاد کرد، این بسته جکسون را وادار به قرض ۳۰۰ میلیون دیگر و کاهش مبلغ قسطهای پرداختی میکرد. همچنین در آینده فرصت خرید نیمی از سهم جکسون از شرکت مشترک شان را برای سونی فراهم مینمود. جکسون کمک مالی سونی را پذیرفت. با این وجود، جزئیات این معامله علنی نشد. طبق گزارش فوربز با وجود این وامها، جکسون همچنان سالی ۷۵ میلیون فقط از شراکت انتشاراتیاش با سونی ،درآمد بدست میآورد.[۹۹]
جکسون به همراه فرزندانش در دیزنیلند پاریس در سال ۲۰۰۶
یکی از اولین موقعیتهایی که جکسون بعد از جریان دادگاهش در عموم ظاهر شد، بازدید او از دفتر رکوردهای جهانی گینس در لندن مصادف با نوامبر ۲۰۰۶ بود. در آن بازدید هشت رکورد برای او ثبت شد، که «اولین سرگرمی ساز با درآمد بیش از ۱۰۰ میلیون دلار در سال» و «موفقترین سرگرمی ساز تمام دورانها» در میان آنها بودند. در ۱۵ نوامبر ۲۰۰۶، در مراسم جوایز جهانی موسیقی، جایزهٔ الماس به مناسبت فروش بیش از ۱۰۰ میلیون آلبوم به جکسون تقدیم شد. در نتیجهٔ فوت جیمز براون، جکسون برای به جا آوردن احترامات خود نسبت به این هنرمند به آمریکا بازگشت. او، همراه با ۸۰۰۰ تن از مردم، در تشییع جنازهٔ مردمی جیمز براون در ۳۰ دسامبر ۲۰۰۶ شرکت و به او ادای احترام نمود. در اواخر ۲۰۰۶، جکسون پذیرفت که همسر سابقش ،دبی رو، در حق حضانت دو فرزندشان سهیم باشد. در سال ۲۰۰۷ ،جکسون و سونی ،«فیمس موزیک الالسی» را از وایکام خریدند. این معامله حقوق آهنگهای برخی هنرمندان، از جمله امینم، شکیرا و بک را به جکسون منتقل کرد.
« من از شش سالگی در صنعت سرگرمی سازی هستم ... به قول چارلز دیکنز «هم بهترین دورانها بوده، هم بدترین دورانها» اما من شغلمو عوض نمیکنم... در حالی که بعضیها تلاشهای مغرضانهای برای صدمه زدن به من انجام دادن، من با قدمهای بلند و روان به راهم ادامه میدم چون خانوادهای عاشق، ایمان محکم و دوستان و طرفداران فوق العادهای دارم، که از من حمایت کردن، و خواهند کرد.[۱۰۰] »
به مناسبت بیست و پنجمین سالگرد انتشار آلبوم دلهرهآور ، جکسون آلبومی دو دیسکی بنام دلهرهآور ۲۵ منتشر کرد. این بسته شامل ۹ آهنگ اصلی آلبوم، بازترکیبها و یک آهنگ جدید به نام «برای تمام دورانها» بود. دو بازترکیب منتشر شده، «آن دختر برای من است ۲۰۰۸» و «میخوای چیزی رو شروع کنی ۲۰۰۸» به موفقیت متوسطی دست یافتند. دلهرهآور ۲۵ یک موفقیت تجاری بود، و به عنوان یک آلبوم دوباره منتشر شده عملکرد خوبی داشت. این آلبوم در ۸ کشور و اروپا شمارهٔ یک ،در آمریکا شمارهٔ دو و در بریتانیا شمارهٔ سه شد و در بیش از ۳۰ جدول موسیقی، در ۱۰ جایگاه برتر قرار گرفت. دلهرهآور ۲۵ به عنوان یک آلبوم دوبار منتشر شده مجوز ورود به جدول ۲۰۰ اثر برتر را نداشت، اما به جایگاه نخست «جدول برترین کاتالوگهای پاپ» وارد شد، و برای ۱۱ هفتهٔ متناوب در آن جایگاه باقی ماند و بهترین فروش در ۱۲ سال اخیر را در آن جدول رقم زد.
به منظور گرامی داشت پنجاهمین سالگرد تولد جکسون، سونی بیامجی یک آلبوم مجموعهای بنام پادشاه پاپ در کشورهای مختلف منتشر نمود. این آلبوم حاوی آثاری از دوران کاری گروهی یا سولوی جکسون میشد، که تماما توسط طرفداران انتخاب شده بودند. طبق انتخاب طرفداران، هر کشور لیست آهنگهای منحصر به فرد خود را داشت. با وجود اینکه این آلبوم در آمریکا منتشر نشد، این آلبوم در سطح وسیعی از کشورهای جهان در ۱۰ جایگاه برتر قرار گرفت.
برای وامی که جکسون به ضمانت نورلند گرفته بود، فورتریس حراج این ملک را بررسی کرد. اما سرانجام وام را به کلنی کپیتال الالسی فروخت. در نوامبر، جکسون عنوان مزرعهٔ نورلند را به «کمپانی مزرعهٔ درهٔ سیکامور الالسی» تغییر داد. مزرعهٔ درهٔ سیکامور، شراکتی بین جکسون و کلنی کپیتال الالسی است. وامی که جکسون بدهکار بود پرداخت شد. او ۳۵ میلیون از این ریسک تجاری بدست آورد.
در مارس ۲۰۰۹، جکسون اعلام کرد که از ۸ جولای، ۱۰ کنسرت با عنوان «این است» دراستادیوم اُ۲ ارینای لندن اجرا خواهد نمود. او در توضیح گفت: «فقط میخواستم بگم که اینها آخرین اجراهای نمایشی من خواهند بود. وقتی میگم این آخرش است، واقعا منظورم همین است» و اضافه کرد که این «آخرین فراخوان به پردهٔ نمایش» اوست. به دلیل استقبال بی نظیر مردم تعداد کنسرتها به ۵۰ کنسرت افزایش یافت و تمام بلیطها به فروش رفت. فروش بیسابقه بلیطهای سری کنسرتهای جدید جکسون باعث ثبت چندین رکورد جدید برای او شد.در صورت برگذاری این کنسرتها حدود یک میلیون نفر به تماشای این کنسرتها میرفتند که بزرگترین استقبال در یک شهر از یک هنرمند در تاریخ میشد. این کنسرتها همچنین رکورد سریعترین فروش این تعداد بلیط (در عرض چند ساعت) را در دست دارد. رندی فیلیپس رئیس «AEG لایو» عنوان کرد که ۱۰ اجرای اول برای جکسون در آمدی معادل تقریبا ۵۰ میلیون یورو به همراه میآورد.تاریخ شروع کنسرتها ۱۳ جولای ۲۰۰۹ و پایان آن ۶ مارس ۲۰۱۰ بود.
کمتر از ۳ هفته قبل از شروع کنسرتها در لندن، جکسون بر اثر ایست قلبی درگذشت.[۱۱] شرکت کلمبیا پیکچرز ، فیلمی مستند از آخرین تمرینها ،وقایع پشت صحنه و مصاحبههای مربوط به کنسرت این است را از تاریخ ۲۸ اکتبر ۲۰۰۹ ، به مدت یک ماه، به نمایش عمومی در سینماهای سراسر جهان درآورد.
[ویرایش]
مرگ و یادبود
نوشتارهای اصلی: مرگ مایکل جکسون و مراسم یادبود مایکل جکسون
طرفداران مایکل جکسون برای ادای احترام به وی ، رو ستارهٔ او در پیادهروی شهرت هالیوود گل ریختند.
در ۲۵ ژوئن ۲۰۰۹ ،جکسون در خانهای اجاره شده در بلوار «نورث کارل وود» در منطقهٔ هومبلی هیلز لوس آنجلس در حالی که بیهوش بود بر روی تختش پیدا شد. تلاش برای به هوش آوردن او توسط پزشک شخصیاش ناموفق بود.[۱۱][۱۰۱]ادارهٔ آتشنشانی لوس آنجلس در ساعت ۱۲:۲۲ تماسی دریافت کرد و ۳ دقیقهٔ بعد به محل رسید. گزارش شده بود که او نفس نمیکشید و عملیات احیای قلب انجام شد. تلاش برای احیای او در راه و برای یک ساعت دیگر در مرکز پزشکی رونالد ریگان دانشگاه کالیفرنیا، بعد از رسیدن به آنجا در حدود ساعت ۱۳:۱۴ ادامه یافت. به گزارش پیراپزشکهایی که به خانهٔ او رفتند او در همان زمان هم در حالت ایست قلبی قرار گرفته بود. مرگ او در ساعت ۲:۲۶ دقیقه به وقت محلی اعلام شد. در ۲۸ اوت پزشکی قانونی لوس آنجلس رسماً مورد مرگ مایکل جکسون را قتل معرفی کرد.[۱۰۲][۱۰۳]جکسون در شب ۳ سپتامبر ، در گورستان «فارست لاون» در کالیفرنیا به خاک سپرده شد.[۱۰۴]
روز ۷ جولای ۲۰۰۹ در مراسم عمومی یادبود جکسون که مملو از ابراز احساس توسط شرکت کنندگان و اجرا کنندگان بود، نزدیک به ۲ میلیون نفر از سراسر دنیا حاضر شدند.[۱۰۵] ال شارپتون در سخنرانیش به فرزندان جکسون گفت : «هیچ چیز عجیب و غریبی دربارهٔ بابای شما وجود نداشت. چیزی که اون مجبور بود با اون سر و کار داشته باشه عجیب و غریب بود.» حضار در واکنش به این سخنان از جای خود برخواسته و به تشویق پرداختند. دختر ۱۱ سالهٔ جکسون، پاریس کاترین، در حالی که اشک میریخت به حضار گفت : «از موقعی که به دنیا اومدم، بابا بهترین پدری بوده که شما بتونین تصورش رو بکنید. فقط میخواستم بگم که خیلی دوستش دارم.»[۱۰۵]
[ویرایش]
سبک موسیقی
[ویرایش]
سوژهها و سبکها
استیو هوآی ،از آلمیوزیک، بیان میکند که توانایی و استعدادهای فراوان جکسون، او را قادر به تجربهٔ سوژهها و سبکهای گوناگونی از موسیقی، در طول دوران کاری تک خوانی خود کردهاست. به عنوان یک موسیقیدان، او از سبک رقص و بالادهای موتاون، به سبک نیو جک سوینگ با مایههای تکنو،استفاده کرده و بعد به ترکیب تمام اینها با ریتمهای فانک و گیتار هارد راک پرداختهاست.
برخلاف بسیاری از هنرمندان، جکسون آهنگهای خود را روی کاغذ نمینوشت. بلکه آنها را توسط یک دستگاه ضبط صوت دیکته میکرد. هنگام ضبط، او آهنگ را از حفظ میخواند. تعدادی از منتقدان بیان کردهاند که آلبوم جدا از بقیه، ترکیبی از بالادهای فانک، دیسکو، پاپ، سول، راک ملایم، جاز و پاپ است. مثالهای مهم عبارتند از : بالاد «او در زندگیام نیست» و دو آهنگ دیسکوی «روز و شب کار» و «برو روی صحنه».
طبق نظر هوآی، آلبوم دلهرهآور نقاط قوت آلبوم جدا از بقیه را قوی تر و خالص تر کرد چون در دلهرهآور قطعات رقص و راک جسارت آمیزترند در حالی که ملودیهای پاپ و بالادها، ملایم تر و روح انگیزتر هستند. قطعات برجستهٔ این آلبوم عبارتند از : بالادهای «طبیعت انسان»، «بانویی در زندگیام»، «آن دختر برای من است» و قطعات فانک «میخوای چیزی رو شروع کنی» و «بیلی جین» و همچنین آهنگهای دیسکوی «عزیزم مال من باش» و «P.Y.T».
کریستوفر کانلی از مجلهٔ رولینگ استون درباره ٔدلهرهآور اظهار کرده که:« جکسون علاقه طولانی مدتش به تِم پارانویا ، و خیالات تیره و تارش را در آلبوم دلهره آور گسترش دادهاست. »
استفن ارلوین از ال موزیک اشاره کرد که این گرایش در آهنگهای «بیلی جین» و «میخوای چیزی رو شروع کنی» مشهود است. در«بیلی جین» جکسون دربارهٔ یک طرفدار سمج میخواند، که ادعا میکند جکسون پدر فرزند اوست. در «میخوای چیزی رو شروع کنی» او علیه شایعات و رسانهها صحبت میکند. بزن به چاک، آهنگ راک ضد خشونت خیابانی، ادای احترامی به تاتر موزیکال وست ساید استوری بود و طبق گفتهٔ هوآی، اولین آهنگ راک تحول آفرین جکسون شد. هوآی همچنین اشاره کرد که، قطعهٔ همنام با عنوان آلبوم، دلهرهآور ، آغازگر ابراز علاقهٔ جکسون به موضوعات فراطبیعی است. موضوعی که او در سالهای بعد هم بارها به آن پرداخت. او در این آهنگ، از جلوههای صوتی سینمایی، موتیفهای فیلمهای وحشت و حقههای آوازی برای القای حس خطر در کارش استفاده کرد. در ۱۹۸۵، جکسون آهنگ حماسی ما دنیاییم را برای اهداف خیرخواهانه نوشت. موضوعات بشردوستانه بعدها جزء هستهٔ مرکزی زندگی و موسیقی او شدند.
در آلبوم بد، ایدهٔ جکسون ،حول محور عاشقی طعمه جو، در آهنگ راک دایانای کثیف دیده میشود. اولین تک آهنگ این آلبوم، نمیتونم دوستت نداشته باشم یک آهنگ عاشقانهٔ سنتی است. در حالی که مرد در آینه یک بالاد حماسی دربارهٔ اعتراف و چاره جویی است.«مجرم زیرک»، روایتی از یک هجوم خونبار، تجاوز و شاید هم قتل میباشد.او در این آهنگ، از صدای طبلهای دیجیتالی، خطوط بم ساخته شده توسط کیبورد، المنتهای سازهای ضربی و صدای تپش قلب خودش، برای ارائهٔ تاثیر نافذ یک قلب تپنده، استفاده نمود.
استفن ارلوین از ال موزیک، اظهار میکند که، آلبوم خطرناک جکسون را به صورت یک فرد کاملا متناقض نشان میدهد.او توضیح میدهد که، این آلبوم متفاوت تر و متنوع تر از آلبوم قبلی او ، بد است. بطوری که، مخاطب حرفهای را مورد توجه قرار میدهد، اما با قطعات حماسی نظیر دنیا را التیام بده برای مخاطب سطح متوسط نیز جذاب است. قسمت اول آلبوم، به سبک نیو جک سوینگ پرداختهاست و شامل قطعات جمع بشید و زمان رو به یاد بیار است. در آهنگ سیاه یا سفید، جکسون از المنتهای هارد راک استفاده میکند.در این آلبوم، جکسون برای اولین بار ناهنجاریهای اجتماعی را جزء موضوعات اصلی موسیقی خود قرار میدهد. برای مثال «چرا میخوای دربارهٔ من وهم بسازی» علیه گرسنگی جهانی، ایدز، بی خانمانی، سوء استفاده از داروها و مواد مخدر اعتراض میکند. آلبوم خطرناک حاوی تلاشهایی دربارهٔ بیان تمایلات جنسی، مثل آهنگ «پشت درهای بسته» است. آهنگ رمانتیکی دربارهٔ میل و انکار، ریسک و خوددار بودن، زهد و رابطه و خلوت و افشاء. قطعهٔ همنام با عنوان آلبوم، ادامهای است بر موضوع عاشق طعمه جو و میل مفرط. قسمت دوم آلبوم شامل آهنگهایی حماسی به سبک پاپ ـ گاسپل درون گرا است ،مانند : «دنیا را التیام بده» ،«آیا آنجا خواهی بود؟» و «ایمانو حفظ کن». در این آهنگها، جکسون سرانجام لب به سخن دربارهٔ برخی دلمشغولیها و نگرانیهای شخصیاش باز میکند. در بالاد «خیلی زود رفت»، جکسون به دوستش رایان وایت، و افرادی که بر اثر بداقبالی مبتلا به ایدز شدهاند، ادای احترام مینماید.
آلبوم تاریخ ، فضایی از وهم و سوء ظن را در خود دارد. این آلبوم، بر روی سختیها و جنجالهای علنی که جکسون قبل از تولید این آلبوم درگیرشان شد ،تمرکز میکند. در آهنگهای نیو جک سوینگ ـ فانک ـ راک جیغ و «معتاد تبلوید» همراه با بالاد آر اند بی تو تنها نیستی، جکسون آثار تلافی جویانهای، برعلیه بی عدالتی و انزوایی ای که احساس میکند میسازد و بیشتر خشمش را به سوی رسانهها نشانه میگیرد. در بالاد درون گرا ی «غریبهای در مسکو» ، جکسون غم خود را به خاطر «سقوط از شوکت» ابراز میکند. در حالی که آهنگهایی مثل «ترانه زمین»، «کودکی» و «سوزی کوچولو» همه قطعات پاپ اپرایی هستند. در قطعهٔ «دی.اس.» ، جکسون یک حملهٔ لفظی بر علیه تام اسندن آغاز کرد. او اسندن را به عنوان یک ضد اجتماع سفید پرست که میخواهد منو به چنگ بیاره، زنده یا مرده توصیف میکند. اسندن در مورد آهنگ گفت: «من بهش افتخار ندادم آهنگشو بشنوم، اما بهم گفته شده که آهنگ با صدای شلیک گلوله تموم میشه.»
در تولید آلبوم تسخیرناپذیر، جکسون طی برنامهٔ کاری سنگینی با تولید کننده ،رادنی جرکینز، کار کرد. این آلبوم از قطعات سول مدرنی مثل گریه و «بچههای گمشده» و بالادهایی مثل «بیکلام»، «سپیده دم»، «پروانهها» و قطعاتی که ترکیبی از سبکهای هیپ هاپ، پاپ و رپ، مانند «قلبشکن»، «تسخیرناپذیر» و «۲۰۰۰ وات» تشکیل شدهاست.
[ویرایش]
سبک آوازیی
جکسون از زمان کودکی میخوانده، و در طی زمان، صدا و سبک آوازی او به طور چشمگیری تغییر کرد. بین ۱۹۷۱ و ۱۹۷۵ صدای جکسون «به آرامی از آواز سوپرانوی یک پسر بچه، به تنور بالایی تغییر کرد». در میانهٔ دههٔ هفتاد، خواننده یک سبک خواندنِ «سکسکه آوازی» اختیار کرد. هدف سکسکه ـ چیزی شبیه به فرو کشیدن هوا یا نفس نفس زدن ـ کمک به انتقال یک احساس خاص بود ؛ هیجان، غم یا ترس. او برای اولین بار از این سبک در آهنگ «بدنتو تکون بده (برو پایین)»استفاده کرد.
با از راه رسیدن آلبوم جدا از بقیه در اواخر دههٔ هفتاد، تواناییهای جکسون به عنوان یک آواز خوان به خوبی مورد توجه قرار گرفت. ال موزیک او را یک «آواز خوان با استعدادهای کور کننده» توصیف کرد. در همان زمان رولینگ استون آوازهای او را با آوازهای «نفس نفس و گسستگیهای کلامی رویایی»استیوی واندر مقایسه نمود. نتیجهٔ تجزیه و تحلیل آنها این بود که : «آواز تنور و سبک نرم و محکم جکسون بطور غیرعادی زیباست و به نرمی در کالبد یک فالستوی (صدای بسیار زیر مردانه) حیرت انگیز میلغزد که خیلی جسورانه به کار برده میشود.»
۱۹۸۲ شاهد انتشار دلهرهآور بود .رولینگ استون بر این عقیده بود که جکسون دیگر «با یک صدای کاملا بالغ» میخواند که «رنگ ملایمی از غم دارد». انتشار آلبوم بد در ۱۹۸۷، نمایانگر آوازهای سولوی خشن و جسورانه، و تنهای نرم تری در هم خوانیها است. یک لغزش تلفظی ویژه، مکرراً با نکته سنجی توسط جکسون به کار برده میشد، که بسته به موقعیت، واژهٔ Come On (به فارسی: بیا) را «cha'mone» یا «shamone» تلفظ میکرد. این مورد نیز جزء نکاتی است که هنگام اغراق یا تقلید از او، به آن تاکید میکنند. ورود به دههٔ نود مصادف با انتشار آلبومی متناقض و درون گرا به نام خطرناک بود. در این آلبوم، جکسون از آوازهایش برای قدرت دادن به سبکها و سوژههایی استفاده کرد که قبلا شکل گرفته بودند. نیویورک تایمز اشاره میکند که، در برخی قطعات او هوا را برای نفس کشیدن میبلعد، صدایش با شوری مردد به لرزش درمی دارد، یا در حد زمزمهای تهدید آمیز، که از لابهلای دندانهای کلید شدهاش هیس میکند، پایین میافتد. او «تُن ترحم برانگیزی» دارد. هنگام خواندن دربارهٔ برادری یا خودباوری، موسیقیدان دوباره تن صدایش «نرم» میشود. در ۱۹۹۳ ، جکسون برای اولین بار در مصاحبه با اپرا وینفری نشان داد که چگونه از دهان و حنجرهاش به عنوان ساز موسیقی (جعبهٔ ریتم) استفاده و بدین وسیله آهنگها را پایه گذاری میکند. رولینگ استون هنگام تفسیر آلبوم تسخیرناپذیر ، بر این عقیده بود که جکسون در سن ۴۳ سالگی، همچنان میتواند «قطعات اعلای آوازی و ریتم دار و هارمونیهای آوازی مواج» بسازد. نلسون جرج،صدای جکسون را اینطور معرفی میکند« موزون و گیرا، جسور و ستیزه جو، غرنده، پسرانه، فالستو (صدای بسیار زیر مردانه) و نرم و روان، که ترکیب این المنتها او را به یک آوازخوان بزرگ تبدیل کردهاست. »
[ویرایش]
موزیک ویدئوها و رقص آرایی
استیو هوآی از ال موزیک، این حقیقت را بررسی کرد که، جکسون موزیک ویدئوها را از طریق خطوط داستانی پیچیده، حرکات رقص، جلوههای ویژه و ایفای نقشهای کوتاه توسط افراد مشهور، به یک فرم هنری و یک ابزار تبلیغاتی تبدیل نمود و همزمان با آن تبعیضات نژادی را نیز فرو پاشید. طبق گفتهٔ کارگردان وینسنت پترسن، که در چند موزیک ویدئو با جکسون همکاری داشت، ایده ٔ بسیاری از موضوعات تیره و تار و سرد در کارهای او، از خود جکسون بودهاست. قبل از موفقیت آلبوم دلهرهآور ، جکسون برای پخش شدن کارهایش توسط کانال امتیوی به سختی تلاش میکرد، چون آمریکایی آفریقایی تبار بود. وقتی کلمبیا رکوردز، شبکهٔ امتیوی را تحت فشار گذاشت، این کانال شروع به پخش «بیلی جین» و بعد «بزن به چاک» کرد. این سرآغاز شراکت طولانی مدت بین جکسون و MTV شد و به هنرمندان سیاهپوست اعتبار داد. محبوبیت ویدئوهای او، باعث «روی نقشه» قرار گرفتن این کانالِ تازه تاسیس شد و تمرکز برنامههای ام تی وی به نفع موسیقیهای پاپ و آر اند بی ، تغییر کرد. موزیک ویدئوهایی مثل دلهرهآور ، از لحاظ بی همتا بودن تا حد زیادی منحصر به جکسون باقی ماندهاند. رقصهای گروهی بزن به چاک هم، مکرراً توسط هنرمندان دیگر تقلید شدهاست. طراحی رقص دلهرهآور، قسمتی از فرهنگ عامه جهانی است و مردم در همه جا از بالیوود گرفته تا زندانهای فیلیپین به بازسازی آن پرداختهاند. فیلم کوتاه دلهرهآور، باعث افزایش ارزش قالب موزیک ویدئو شد، و نامش به عنوان «موفقترین موزیک ویدئو برای همیشه»، در رکوردهای جهانی گینس ثبت شدهاست.
در موزیک ویدئوی ۱۹ دقیقهای بـَد_ به کارگردانی مارتین اسکورسیز _ جکسون از القائات جنسی و حرکات رقصی استفاده کرد، که در کارهای قبلی او دیده نشده بود. او در موقعیتهایی خاص، سینه، تنه یا خشتک شلوارش رابه چنگ میگرفت یا لمس میکرد. در حالی که او این حرکات را به عنوان بخشی از «هنر رقص آرایی» معرفی میکرد، طرفداران و منتقدان واکنشهای مختلف و متضادی در پذیرش این حرکات بروز دادهاند. مجلهٔ تایم این حرکات را «شرم آور» خواند. در این ویدئو وسلی اسنایپس نیز حضور داشت. در آینده، افراد مشهور معمولاً در ویدئوهای جکسون به ایفای نقشهای کوتاه میپرداختند. برای موزیک ویدئوی مجرم زیرک ، جکسون تکنیک «حرکت مایل ضد جاذبه» را برای اجرایش اختراع کرد، که به شمارهٔ US Patent No. ۵٬۲۵۵٬۴۵۲ ثبت اختراع شد. با اینکه موزیک ویدئوی آهنگ «تنهام بذار» به طور رسمی در آمریکا منتشر نشد، در سال ۱۹۸۹، برندهٔ جایزهٔ شیر طلایی بخاطر کیفیت جلوههای ویژهٔ بکار رفته در تولید آن شد. در ۱۹۸۹ این ترانه برندهٔ یک جایزهٔ گرمی برای «بهترین موزیک ویدئو، فرم کوتاه» شد. جایزهٔ «هنرمند پیشگام دههٔ امتیوی ویدئو» برای گرامیداشت دستاوردهای جکسون در فرم هنری در دههٔ هشتاد، به او داده شد. در سال بعد اسم این جایزه به افتخار جکسون به نام او تغییر کرد. سیاه یا سفید ، با یک ویدئوی جنجال برانگیز همراه بود، که در ۱۴ نوامبر ۱۹۹۱ بطور همزمان در ۲۷ کشور برای ۵۰۰ میلیون مخاطب افتتاح شد، وسیعترین دامنهٔ مخاطب که برای یک موزیک ویدئو تاکنون ثبت شدهاست. این ویدئو حاوی سکانسهایی از طبیعت جنسی همراه با تصاویری از خشونت، بود. سکانسهای نامطبوع نیمهٔ آخر نسخهٔ ۱۴ دقیقهای حذف شد تا از تحریم ویدئو جلوگیری شود و جکسون عذرخواهی کرد. مکالی کالکین (بازیگر تنها در خانه) ، پگی لیپتون و جرج وندت نیز همراه با جکسون در این ویدئو حضور داشتند. این ویدئو، به ورود تکنولوژی تبدیل دیجیتالی اجسام به یکدیگر، در موزیک ویدئوها کمک کرد.
زمان رو به یاد بیار تولید پیچیدهای داشت، و با بیش از ۹ دقیقه زمان، یکی از طولانیترین موزیک ویدئوهای اوست. محل اتفاق وقایای آن مصر باستان بود. این اثر به ارائهٔ جلوههای ویژه ی پیشگام پرداخت و ادی مورفی، ایمان عبدالمجید و مجیک جانسون در آن حضور داشتند، طراحی رقص این موزیک ویدئو پیچیده و متفاوت بود. ویدئوی ترانه پشت درهای بسته از نظر جنسی آتشیترین ویدئوی جکسون است. سوپرمدل نائومی کمپبل، در یک رقص عاشقانه با همراهی جکسون ، در این اثر حضور داشت. این ویدئو به خاطر اثری که میتوانست القا کند در آفریقای جنوبی تحریم شد.
صحنهای از موزیک ویدئوی جیغ با همراهی خواهر مایکل جکسون ، جانت جکسون . این موزیک ویدئو به صورت سیاه و سفید ساخته شد و هزینهٔ آن ۷ میلیون دلار بود.
موزیک ویدئوی ترانهٔ جیغ به کارگردانی مارک رامنک ، یکی از برجستهترین آثار جکسون است، که به شدت مورد تحسین منتقدان قرار گرفتهاست. در ۱۹۹۵، این اثر نامزد ۱۱ جایزه از مراسم جوایز موسیقی امتیوی شد _ بیش از هر موزیک ویدئوی دیگری _ و جوایز «بهترین ویدئوی رقص»، «بهترین طراحی رقص» و «بهترین کارگردانی هنری» را از آن خود کرد. آهنگ جیغ و ویدئویی که آن را همراهی میکند، پاسخی بود برای ضربهای که رسانهها از پشت به جکسون زدند. این ویدئو بطور کامل بصورت سیاه و سفید فیلمبرداری شد. فادن توضیح میدهد که:« مارک روایت رو نوشته بود. و ایدهٔ کلی این بود که مایکل و جنت ،تنها،تو این سفینهٔ فضایی بزرگ بودن.... اونا داشتن از زمین دور میشدن به جایی که میتونستند کمی تفریح کنن، یا آرامش داشته باشن . محل فیلمبرداری فضاهای مختلف سفینهٔ فضایی بود. »
یک سال بعد، این اثر برندهٔ جایزهٔ گرمی برای «بهترین موزیک ویدئو، فرم کوتاه» شد. کمی بعد رکوردهای گینس آن را در لیست «گرانترین موزیک ویدئوهایی که تا کنون ساخته شده» با هزینهای معادل ۷ میلیون دلار، قرار داد.
ترانه زمین با یک موزیک ویدئوی گران و خوب پذیرفته شده توسط مخاطب همراه بود، که نامزد جایزهٔ گرمی برای «بهترین موزیک ویدئو، فرم کوتاه» در ۱۹۹۷ شد. موضوع ویدئو دربارهٔ محیط زیست، با تصاویری از آسییب به حیوانات، جنگل زدایی، آلودگی و جنگ بود.در این موزیک ویدئو با استفاده از جلوههای ویژه، زمان و زندگی به عقب برمی گردد ، جنگ پایان مییابد و جنگلها از نو میرویند. «ارواح » فیلم کوتاهی به نوشتهٔ جکسون و استفن کینگ و به کارگردانی استن وینستون بود، که در ۱۹۹۶ در جشنوارهٔ فیلم کن افتتاح و در ۱۹۹۷ منتشر شد. این فیلم بیش از ۳۸ دقیقه طول داشت و دارای رکورد بلندترین موزیک ویدئو در رکوردهای جهانی گینس است.
[ویرایش]
مد
فیلیپ بلاچ گفتهاست:« مایکل جکسون تحت تاثیر مد قرار نگرفت بلکه مد تحت تاثیر او قرار گرفت. »
از همان اوایل جکسون با پوشیدن بلوزهای حاشیه دوزی شده، کفشهای پاشنه بلند و شلوارهای دمپاگشاد، با کلاهی الهام گرفته شده از خرسهای عروسکی به عنوان فردی با سبک پوششی کاملا بی همتا توصیف میشدهاست . در طول دوره جدا از بقیه (آلبوم) او سبکش را با پوشیدن کتهای تاکسیدو، شلوارهایی که از بالا به پایین تنگ تر میشد، جورابهای سفید کلفت و درخشان و کفشهای خیابانی سیاه براق که فوراً بیننده را متوجهٔ ظاهری کلاسیک میکرد، تغییر داد. ورود سبک ساختار شکنانهٔ او در طول دورهٔ آلبوم دلهره آور جکسون را به یک الگوی مد تبدیل کرد. کت قرمز رنگ موزیک ویدیوی بزن به چاک ، عینکهای آفتابی خلبانی، کتهای نظامی، موهای فر، شلوار کوتاه با جورابهای سفید درخشان، کت سیاه بیلی جین، کلاه فدورای سیاه و معروف تر از همه دستکش سفید درخشانی که اولین بار در مراسم ویژهٔ موتاون پوشید، از جمله پوششهایی هستند که جکسون در موزیک ویدئوها، مراسم اهدای جوایز و اجراهای زنده از آنها استفاده میکرد.
در اواخر دههٔ ۸۰ و اواسط دههٔ ۹۰ ، جکسون شروع به پوشیدن پوششهای نمادین الهام گرفته از لباسهای نظامی طلایی و بازوبندهای نمادین کرد. او از این پوششها در تور کنسرتهای خطرناک و تاریخ استفاده کرد. در اواسط و اواخر دههٔ ۹۰ ، جکسون ظاهر ملایمتری داشت، که بیشتر شامل پیراهنهای سبک شناور در هوا و در موقعیتهای انگشت شماری حتی با سینهای بدون پوشش بود. با این وجود او هنوز هم گاهی پوششهایی با سبک نظامی به تن میکرد. در طول حضور در دادگاهها او با ماسکهای طبی و چتر دیده میشد. در دادگاه ۲۰۰۵ او توسط مفسران دادگاه و رسانهها که احساس میکردند پوشش او مناسب دادگاه نیست مورد انتقاد قرار گرفت. مری فولجینیتی جنو بازرس فدرال سابق که در حال حاضر یک وکیل مدافع جنایی است، جکسون را آماده برای «جهشی انفجاری به مونواک» توصیف کرد.
سبک مد خلاقانهٔ جکسون تاثیر بسیار گستردهای بر روی نسل جوان گذاشتهاست. او به عنوان شخصی دارای سبکی ابداعی شناخته میشود که مدگزاران امروزی بسیاری از جمله آشر، کریس براون، بیانسه، ریهانا و کانیه وست و بسیاری دیگر را تحت تاثیر گذاشتهاست. سبک او برای دو دههاست که همچنان در حال خط دادن به سبکهای آیندهاست. در ۲۹ نوامبر ۲۰۰۹ دستکش سفید نمادین او به مبلغ ۳۵۰۰۰۰ دلار به علاوهٔ مالیات در یک حراجی توسط یک تاجر چینی خریداری شد.
[ویرایش]
میراث و تاثیر
در سال ۱۹۸۴، نام جکسون بطور رسمی در پیادهروی شهرت هالیوود ثبت شد.
جکسون اثر برجستهای بر موسیقی و فرهنگ سراسر جهان گذاشتهاست. او در آمریکا تبعیضهای نژادی را فرو پاشید، هنر موزیک ویدئو را متحول کرد، و راه را برای موسیقی پاپ مدرن هموار نمود. فعالیتهای کاری، صوت یکتای موسیقی و سبک آوازی جکسون ، هنرمندان هیپ هاپ، پاپ و آر اند بی بیشماری را تحت تاثیر قرار دادهاست. هنرمندانی مثل مدونا، ماریا کری، آشر، بریتنی اسپیرز، کریس براون، بیانسه، گرین دی، مایلی سایرس، فیفتی سنت، جاستین تیمبرلیک و آر کلی.
جکسون در طول دوران کاریش، توسط موسیقی و فعالیتهای بشر دوستانه، تاثیری بی نظیر بر روی نسل جوان در سطح جهان گذاشتهاست. در سال ۱۹۸۴، نام جکسون بطور رسمی در پیادهروی شهرت هالیوود ثبت شد.او افتخارات و جوایز بیشماری در طول فعالیت کاریاش دریافت کردهاست، از جمله: «موفق ترین هنرمند مرد پاپ هزاره» از جوایز جهانی موسیقی، «هنرمند قرن» از جوایز موسیقی آمریکا، و «هنرمند پاپ هزاره» از جوایز بمبی. او دوبار به تالار مشاهیر راک اند رول فرا خوانده شدهاست، یکبار به عنوان عضوی از گروه جکسون ۵ در ۱۹۹۷ و بعداً بعنوان یک هنرمند سولو در ۲۰۰۱. جکسون به تالار مشاهیر آهنگ سازان نیز در ۲۰۰۲ فرا خوانده شد. دیگر جوایز او عبارتند از تعداد بسیار زیادی رکوردهای جهانی گینس (۸ جایزه در سال ۲۰۰۶)، ۱۵ جایزه گرمی، ۱۳ تک آهنگ برتر _ بیش از هر هنرمند مرد دیگری بعد از پایه گذاری جدول ۱۰۰ اثر برتر _ و فروش ۷۵۰ میلیون کپی در سراسر جهان.
او با این مشخصه شناخته میشود ؛ «یک رب النوع توقف ناپذیر، که تمام ابزارها را برای فتح جداول موسیقی به ارادهٔ خود در اختیار دارد: صدایی که بلافاصله خود را نشان میدهد، حرکات رقصی که چشمها را خیره میکند، استعدادها و قابلیتهای موسیقایی حیرت انگیز، و محبوبیت و قدرت بسیار بسیار زیاد یک ستاره». در میانهٔ دههٔ هشتاد، مجلهٔ تایم جکسون را «داغترین پدیدهٔ فردی از زمان الویس پرسلی» توصیف کرد. در شرف ورود به ۱۹۹۰ ، مجلهٔ ونیتی فر ، جکسون را مردمیترین هنرمند در تاریخ نمایش دانست. تام آتلی نویسندهٔ دیلی تلگراف، او را یک «شخصیت فوق العاده مهم درتاریخ فرهنگ مردمی» و یک «نابغه» نامید.
صف مردم برای تماشای کنسرت مایکل جکسون در سال ۱۹۸۸
در اواخر سال ۲۰۰۷، جکسون از حرفهاش و تاثیر آن در آینده سخن گفت:« موسیقی وسیلهای است برای ارضای تمایلات من، هدیه من است برای تمام عشاق دنیا . با موسیقی ام ،می دانم که تا ابد زنده خواهم بود . »
کل درآمدهای او در طول زندگیاش، ازجمله سهمش از سود کارهای سولو ، موزیک ویدئوها،درآمد کنسرتها، و مشارکت یا موافقتها، ۵۰۰ میلیون دلار تخمین زده شدهاست. در سال ۲۰۰۶ اعلام شد که جکسون در طول زندگیاش بیش از ۳۰۰ میلیون دلار وقف خیریه نمودهاست. برخی تحلیل گران عقیده دارند که انحصارات او از کاتالوگهای موسیقی میتواند میلیاردها دلار ارزش داشته باشد. دوران کاری موفقیت آمیز جکسون، او را برای تقریبا چهار دهه بخشی از فرهنگ مردمی کردهاست.او به عنوان یکی از معروفترین مردان جهان شناخته شدهاست.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر